درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۴۶: کتاب الصید و الذباحة ۱۳: فی اللواحق ۱

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

موت ماهی بیرون از آب بدون اخذ

سؤال: اگر ماهی، بدون اخذ به بیرون از آب بیوفتد و در بیرون از آب بمیرد، اکل آن جایز است یا نه؟ (حتما باید اخذ حیا خارج از آب صورت بگیرد یا نه؟)

پاسخ: دو نظر است:

  • حتما باید اخذ صورت بگیرد. 
  • اخذ نیازی نیست و صرف اینکه ماهی بیرون از آب جان دهد کافی است. برای این نظر سه دلیل مطرح شده است:

الف) روایت سلمة ابی حفص 

ب) روایت عبدالله بن بحر

ج) قیاس به صید مجوسی

توضیح دلیل سوم: حکمی داریم به این بیان که: اگر مجوسی ماهی را صید کند و مسلمانی ببیند که این مجوسی، ماهی را از آب زنده صید کرده و ماهی خارج از آب بمیرد، همین مقدار در حلیت اکل ماهی کافی است![۱] از این حکم، معلوم می شود که «نظر مسلمان» کافی است و اخذ نیاز نیست. یعنی از طرفی صید مجوسی بما هو مجوسی، از لحاظ شرعی اعتباری ندارد و از طرف دیگر  در این حکم، اخذ ماهی حیاً توسط مسلمان قید نشده است (به نظر مسلمان اکتفا شده است) لذا اخذ شرط نیست.

اشکال شهید ثانی به سه دلیل

ردّ دلیل اول: سلمة بن ابی حفص یا ضعیف است یا مجهول.[۲] پس این روایت به درد استدلال نمی خورد.

رد دلیل دوم: اولا: سند روایت دوم این است: «اَلْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بَحْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ...» عبارت «عن رجل» نشان می دهد که این روایت مرسله است (نمی دانیم این «رجل» کیست؟ ضعیف است یا عادل؟) / ثانیا: وقتی زرارة می خواهد روایت را نقل کند می فرماید «قُلْتُ اَلسَّمَكَةُ تَثِبُ مِنَ اَلْمَاءِ فَتَقَعُ عَلَى اَلشَّطِّ فَتَضْطَرِبُ حَتَّى تَمُوتَ فَقَالَ «كُلْهَا» » خب معلوم نیست که فاعل «قال کلها» کیست! به چنین روایتی که قائل مشخص نیست می گویند «مضمرة».[۳]

رد دلیل سوم: قیاس بر صید مجوسی صحیح نیست! زیرا احتمال می رود که سبب حلّ ماهی، اخذ مسلمان باشد. یا اینکه ممکن است سبب حلیت این ماهی، نظر مسلمان + ماهی تحت ید دیگری بوده است (ولو آن فرد مجوسی بوده است).[۴] پس نمی توان گفت کلا صید مجوسی بی اعتبار است و هیچ اثری ندارد.

نکته: اصل عدم تذکیه اقتضا دارد که در صورت عدم اخذ مسلمان، ماهی تذکیه نشده است.

نظر نهایی شهید ثانی: قول اول بهتر است (صرف نگاه کردن به ماهی که در بیرون آب جان می دهد کافی نیست و باید اخذ صورت بگیرد)


البته اگر مسلمان نبیند که این ماهی زنده از آب خارج شده و مجوسی به او بگوید، صحیح نیست! زیرا نمی توان به خبر مجوسی اعتماد کرد.

ضعیف یعنی وضعیتش روشن است ـ ضعیف است ـ اما مجهول یعنی نمی دانیم چه صفاتی داشته است.

معلوم نیست این ضمیر به امام بر می گردد و یا به غیر از امام.

بعدا بحث خواهیم کرد که آیا در صیاد اسلام شرط است یا نه.

۴

تطبیق موت ماهی بیرون از آب بدون اخذ

ولحلِّه (دلیل سوم قول دوم) بصيد المجوسي (حلال بودن ماهی با صید مجوسی) مع مشاهدة المسلم له (مجوسی) كذلك (تضطرب خارج الماء حتی تموت) ، وصيده لا اعتبار به (وقتی مجوسی ماهی را صید کرده است، صید او اثری ندارد. پس تنها نظر مسلمان معتبر است در حلیت) وإنّما الاعتبار بنظر المسلم (بدون اخذ و تنها با نظر مسلمان، این ماهی حلال شد) (استاد: دلیل سوم، مرّ قول دوم را ثابت نمی کند زیرا در قول دوم، فقط موت خارج از آب مهم بود و سخنی از نظر مسلمان نبود. اما در دلیل سوم، بحث نظر مسلمان مطرح شده و معتبر دانسته شده است. در واقع نظر، «مثبِت» است. یعنی مشخص می کند که این ماهی، حیا از آب خارج شده است و در خارج از آب مرده است) 

و (اشکالات شهید ثانی به سه دلیل قول دوم:) يضعَّف (قول دوم تضعیف میشود) بأنّ (رد دلیل اول:) سَلَمة مجهول أو ضعيف (سلمة بن ابی حفص یا مجهول است یا ضعیف). و (رد دلیل دوم:) رواية زرارة مقطوعة (مضمره است و نامی از امام در این روایت برده نشده است) مرسلة (در سند روایت دارد «عن رجل») . و (رد دلیل سوم:) القياس على صيد المجوس فاسد (قیاس بحث ما با صید مجوسی فاسد است)؛  (احتمال اول:) لجواز (احتمال دارد) كون سبب الحِلّ أخذ المسلم (احتمال دارد که سبب حلیت، اخذ مسلمان باشد. یعنی حکم، در جایی حلیت ماهی برای ما میگوید که مسلمان حیّاً ماهی را از مجوسی بگیرد! لذا در این صورت چون اخذ توسط مسلمان صورت گرفته است، حلال است)  أو (احتمال دوم:) نظره مع كونه تحت يدٍ (سبب حل، نظر مسلمان است ولی همراه با اینکه ماهی تحت ید مجوسی است. پس ید مجوسی نیز اعتبار دارد و کاملا بی اعتبار نیست)؛ إذ لا يدلّ الحكم (حکم به حلیت مجوسی) على أزيد من ذلك (حکمی که فرمودید، بیش از این دلالت ندارد). وأصالة عدم التذكية مع ما سلف (علاوه بر ادله قول اول) تقتضي العدم (اصل عدم تذکیه ـ استصحاب عدم تذکیه ـ اقتضا دارد که ماهی که اخذ نشده است، حرام است) (استاد: اصل اولیه در حیوانات، عدم تذکیه است به خاطر استصحاب).

۵

مسلمان بودن مخرج ماهی از آب

سؤال: آیا لازم است که مُخرج ماهی، مسلمان باشد؟ (لازم است که صیاد مسلمان باشد؟)

پاسخ: چند قول در مسئله وجود دارد:

  • قول اول (شهید اول)[۱]: مسلمان بودن مخرج ماهی شرط نیست. اما شرط است که مسلمان حاضر باشد و مشاهده کند که ماهی حیّاً خارج شده است و در خارج آب بمیرد.[۲]

دلیل این قول، روایات است:

روایت اول: «عَنِ اَلْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ صَيْدِ اَلْحِيتَانِ وَ إِنْ لَمْ يُسَمَّ ـ بسم الله نگوید ـ فَقَالَ لاَ بَأْسَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ صَيْدِ  اَلْمَجُوسِ اَلسَّمَكَ ـ اگر مجوسی ماهی را صید کند حکم چیست؟ ـ آكُلُهُ فَقَالَ مَا كُنْتُ لآِكُلَهُ حَتَّى أَنْظُرَ إِلَيْهِ ـ من این ماهی را نمی خورم تا وقتی که ببینم که این مجوسی حیا آن را خارج کند از آب ـ»[۳]

روایت دوم: «عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ صَيْدِ اَلْمَجُوسِ حِينَ يَضْرِبُونَ بِالشِّبَاكِ ـ تور ماهیگیری ـ وَ يُسَمُّونَ بِالشِّرْكِ ـ به جای بسم الله، نام بت و هایشان را می گویند ـ فَقَالَ لاَ بَأْسَ بِصَيْدِهِمْ ـ صید این ها اشکالی نداردـ إِنَّمَا صَيْدُ اَلْحِيتَانِ أَخْذُهَا ـ صید ماهی ها اخذ آن هاست ـ .» در این روایت حتی نظر را هم شرط نکردند. لذا شهید ثانی می فرمایند: روایت دوم که از حیث مشاهده مسلمان مطلق است، باید مقید بشود به صورت مشاهده به خاطر روایت اول (مطلق باید حمل بر مقید شود)

  • قول دوم (شیخ در استبصار): صید کافر ممنوع است مگر اینکه مسلمان، ماهی را از کافر، حیّاً اخذ کند. شیخ اخباری را که می گویند «صید کافر اشکال ندارد» را حمل بر این صورت می کنند (اخذ مسلمان حیّاً)
  • قول سوم (قول شیخ مفید و ابن زهرة): صید غیر مسلمان حرام است مطلقاً (چه مسلمان مشاهده بکند و چه نکند چه اخذ حیّاً صورت بگیرد چه نگیرد). این قول، یا به دلیل اشتراط اسلام در تذکیه است[۴] یا اینکه چون در برخی روایات آمده است که «مسلمان باید ماهی را از کفار، حیّاً اخذ کند».[۵]

نظر شهید ثانی: بین این سه نظر، نظر اول صحیح است. 

سؤال: استقرار حیاة، بعد از اخراج ماهی از آب شرط است یا نه؟

پاسخ: در بحث ذبح حیوان، مطرح شد که استقرار حیاة حیوان شرط نیست! لذا در مانحن فیه هم می گوییم که استقرار حیاة ماهی شرط نیست (دلیلی بر آن نداریم). پس اگر ماهی به هر نحوی در بیرون از آب بمیرد، صحیح است.


شهید ثانی، نهایتا همین قول را تایید می کنند.

البته ایشان بحث نکرده اند که آیا این به عنوان مثبِت شرط است (یعنی اگر مشاهده نکند، خبر کافر اعتباری ندارد) یا نه؟

باز مطرح نشده است که آیا نفس دیدن مهم است و یا دیدن برای این است که ثابت شود ماهی از آب حیا اخذ شده است.

در تذکیه مسلمان بودن شرط است و صید ماهی هم نوعی تذکیه است.

اخراج کافر نسبت به ماهی هیچ تاثیری ندارد! مثل این است که ماهی خودش بیرون پریده است.

۶

تطبیق مسلمان بودن مخرج ماهی از آب

﴿ و (قول اول:) لا يشترط في مُخرجه الإسلام ﴾ على الأظهر (بنا بر قول اظهر، شرط نیست در مخرج ماهی ـ همان صیاد ـ اسلام) ﴿ لكن يشترط حضور مسلم عنده (اخراج یا غیر مسلمان) ﴾ يشاهده قد اُخرج حيّاً ومات خارج الماء (اما شرط است که مسلمان نزد کافر صیاد حاضر باشد تا مشاهده کند این ماهی را که حیا خارج می شود و در بیرون از آب می میرد)  ﴿ في حِلّ أكله (در حلال شدن اکل، این مساله شرط است) ﴾ للأخبار الكثيرة الدالّة عليه (معلوم نیست که شرطیت از چه باب است؟ آیا خود نظر کردن، موضوعیت دارد؟ یا اینکه نظر کردن برای این است که مطمئن شویم که کافر دروغ نمی گوید؟) :

منها: صحيحة الحلبي قال: « سألت أبا عبد الله عليه‌السلام عن صيد الحيتان وإن لم يُسمَّ (بسم الله گفته نشود) ، فقال: لا بأس به (امام فرمودند اشکال ندارد) ، وسألته عن صيد المجوس السمك (سؤال کردم از امام در مورد صید کردن مجوس، ماهی را)، آكله (بخورم آن را؟) ؟ فقال: ما كنت لآكله حتّى أنظر إليه (من همچین چیزی را نمی خورم تا وقتی که ببینم) (استاد: بازهم معلوم نیست که این دیدن برای این است که ثابت شود و به حرف مجوسی اعتماد نیست یا برای این است که خود نظر کردن موضوعیت دارد) » .

وفي رواية اُخرى له (حلبی) عنه (امام صادق عليه‌السلام) عليه‌السلام « أنّه سُئل عن صيد المجوس حين يضربون بالشباك (تور ماهیگیری) ويسمّون بالشرك (به جای بسم الله نام بت هایشان را بردند یا نام اله خیر و شر را بردند) ، فقال: لا بأس بصيدهم إنّما صيد الحيتان أخذه » . ومطلق الثاني (روایت دوم که مطلق است ـ از حیث نظر و مشاهده ـ) محمول على مشاهدة المسلم له جمعاً (برای جمع بین دو روایت، باید مطلق را بر مقید حمل کنیم) .

و (قول دوم:) يظهر من الشيخ في الاستبصار المنع منه (صید کافر) إلّا أن يأخذه المسلم منه حيّاً (نظر هم کافی نیست! باید حیاً ماهی را از کافر اخذ کند) لأنّه حمل الأخبار على ذلك (مرحوم شیخ طوسی، حمل کرده اند روایات را بر همین مطلب ـ اخذ حیا ـ). و (قول سوم:) من المفيد وابن زهرة (صاحب غنیة) المنع من صيد غير المسلم له (سمک) مطلقاً (حتی اگر مسلمان آن را حیا اخذ کند هم فایده ندارد) ، إمّا لاشتراط الإسلام في التذكية، وهذا (صید السمک) منه (تذکیه) (یا به خاطر اینکه مرحوم شیخ مفید، اسلام را در تذکیه شرط می داند) ، أو لما في بعض الأخبار من اشتراط أخذ المسلم له منهم حيّاً (یا به خاطر آنچه در برخی اخبار است که شرط کرده است اخذ مسلمان ماهی را از این کفار حیا) فيكون إخراجهم (کفار) له (سمک) بمنزلة وُثوبه من الماء بنفسه (به منزله بیرون جهیدن خود ماهی است از آب) إذا أخذه المسلم (پس یعنی عمل کافر هیچ گونه اعتباری ندارد! مثل این است که خود ماهی، از آب بیرون پریده باشد ـ نه اثباتا اثر دارد و نه نفیا ـ) .

والمذهب هو الأوّل (شهید ثانی: به نظر ما، قول حق مذهب شیعه، قول اول است ـ اسلام شرط نیست ـ)، والقول في اعتبار استقرار الحياة بعد إخراجه كما سبق (آیا استقرار حیاة بعد از اخراج از آب شرط است یا نه؟ جواب مثل قبل است در صفحه 85 در بحث ذبح حیوان که برای استقرار حیات دلیلی نداریم. پس اگر ماهی بدون استقرار حیاة از آب بیرون بیوفتد و در بیرون از آب جان دهد بازهم کافی است) والمصنّف في الدروس مع ميله إلى عدم اعتباره ثَمَّ جزم باشتراطه هنا (مصنف در دروس با اینکه میل پیدا کرده است به عدم اعتبار استقرار حیاة در بحث ذبح حیوان، جزم پیدا کرده است به اشتراط استقرار حیاة در بحث ماهی).

من النهر فماتت أيصلح أكلها ؟ قال: إن أخذتها قبل أن تموت ثمّ ماتت فكلها، وإن ماتت قبل أن تأخذها فلا تأكلها » (١).

وقيل: يكفي في حلّه خروجه من الماء وموته خارجه، وإنّما يحرم بموته في الماء (٢) لرواية سَلَمة أبي حفص عن أبي عبد الله عليه‌السلام « أنّ عليّاً صلوات الله عليه كان يقول في الصيد والسمك: إذا أدركها وهي تضطرب وتضرب بيديها، وتُحرّك ذَنَبها، وتطرف بعينها فهي ذكاته » (٣) وروى زرارة قال: قلت: « السمكة تثب من الماء فتقع على الشطّ فتضطرب حتّى تموت ؟ فقال: كُلها » (٤).

ولحلِّه (٥) بصيد المجوسي مع مشاهدة المسلم له كذلك، وصيده لا اعتبار به وإنّما الاعتبار بنظر المسلم.

ويضعَّف بأنّ سَلَمة مجهول أو ضعيف. ورواية زرارة مقطوعة مرسلة. والقياس على صيد المجوس فاسد؛ لجواز كون سبب الحِلّ أخذ المسلم أو نظره مع كونه تحت يدٍ؛ إذ لا يدلّ الحكم على أزيد من ذلك. وأصالة عدم التذكية مع ما سلف تقتضي العدم.

﴿ ولا يشترط في مُخرجه الإسلام على الأظهر ﴿ لكن يشترط حضور مسلم عنده يشاهده قد اُخرج حيّاً ومات خارج الماء ﴿ في حِلّ أكله للأخبار الكثيرة الدالّة عليه:

منها: صحيحة الحلبي قال: « سألت أبا عبد الله عليه‌السلام عن صيد الحيتان وإن

__________________

(١) الوسائل ١٦: ٣٠١، الباب ٣٤ من أبواب الذبائح، الحديث الأوّل.

(٢) هذا القول اختاره المحقّق في نكت النهاية [ ٣: ٨٠ ]. ( منه رحمه‌الله ).

(٣) الوسائل ١٦: ٣٠٢، الباب ٣٤ من أبواب الذبائح، الحديث ٢ و ٤.

(٤) الوسائل ١٦: ٣٠٢، الباب ٣٤ من أبواب الذبائح، الحديث ٢ و ٤.

(٥) عطف على قوله: لرواية سلمة.

لم يُسمَّ، فقال: لا بأس به، وسألته عن صيد المجوس السمك، آكله ؟ فقال: ما كنت لآكله حتّى أنظر إليه » (١).

وفي رواية اُخرى له عنه عليه‌السلام « أنّه سُئل عن صيد المجوس حين يضربون بالشباك ويسمّون بالشرك، فقال: لا بأس بصيدهم إنّما صيد الحيتان أخذه » (٢). ومطلق الثاني (٣) محمول على مشاهدة المسلم له جمعاً.

ويظهر من الشيخ في الاستبصار المنع منه إلّا أن يأخذه المسلم منه حيّاً (٤) لأنّه حمل الأخبار على ذلك. ومن المفيد (٥) وابن زهرة (٦) المنع من صيد غير المسلم له مطلقاً، إمّا لاشتراط الإسلام في التذكية، وهذا منه، أو لما في بعض الأخبار من اشتراط أخذ المسلم له منهم حيّاً (٧) فيكون إخراجهم له بمنزلة وُثوبه من الماء بنفسه إذا أخذه المسلم.

والمذهب هو الأوّل، والقول في اعتبار استقرار الحياة بعد إخراجه كما سبق (٨) والمصنّف في الدروس مع ميله إلى عدم اعتباره ثَمَّ (٩) جزم باشتراطه هنا.

__________________

(١) الوسائل ١٦: ٢٩٨، الباب ٣٢ من أبواب الذبائح، الحديث الأوّل.

(٢) المصدر السابق: ٢٩٩، الحديث ٩.

(٣) أي الحديث الثاني.

(٤) اُنظر الاستبصار ٤: ٦٤، ذيل الحديث ٢٢٨.

(٥) اُنظر المقنعة: ٥٧٧.

(٦) الغنية: ٣٩٧.

(٧) وهو خبر عيسى بن عبد الله عن الصادق عليه‌السلام، اُنظر الوسائل ١٦: ٢٤٣، الباب ٣٤ من أبواب الصيد، وفيه حديث واحد.

(٨) سبق في ذبح الحيوان، الصفحة ٨٥.

(٩) أي في ذبح الحيوان، راجع الدروس ٢: ٤١٤ و ٤٠٨.