درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۷۵: کتاب المیراث ۱۳: فصل اول (موجبات و موانع) ۱۲

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

حجب ولد از ابوین

حجب از بعض ارث

گاهی یک فرد، مانع از ارث بردن تمام ارث دیگری نمی شود بلکه مانع از ارث بردن بخشی از ارث او می شود.[۱]

موارد حجب از بعض ارث:

1) ولد: ولد برای دو گروه حاجب می شود:

الف) زوجین: اگر وارث، زوجة باشد، با وجود ولد برای میت، ارث او از «ربع» به «ثمن» تغییر می کند و اگر وارث زوج باشد، با وجود ولد برای میت، ارث او از «نصف» به «ربع» تغییر می کند.

ب) ابوین: ولد، حاجب می شود برای ابوین از مازاد بر دو ششم. همچنین حاجب می شود یکی از ابوین را از مازاد بر یک ششم. 

آیه 11 سوره نساء: «... وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ ـ پس اگر میت ولد داشته باشد، به هر کدام از پدر و مادر یک ششم ارث می رسد ـ ۚ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ ـ اگر میت فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش بخواهند ارث ببرند ـ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ـ مادر به جای یک ششم، یک سوم ارث می برد ـ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا ۚ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا»

به خاطر همین آیه، اگر میت فرزند نداشته باشد، پدر $\frac{۲}{۳}$و مادر $\frac{۱}{۳}$ ارث می بردند اما با وجود فرزند برای میت، هر کدام یک ششم ارث می برند.

این مورد (ب) دو استثنا دارد: 

  • مورد اول استثنا: پدر و مادر یا یکی از آن ها، تنها با یک دختر از میت وارث باشند: در این صورت پدر و مادر یا یکی از آن ها، از زیادة بر یک ششم منع نمی شوند![۲] در سوره نساء آیه 11 آمده «يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ ۖ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ۚ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ ۖ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ...» یعنی اگر تنها وارث میت یک دختر باشد، نصف ارث به او می رسد. حالا اگر علاوه بر این دختر میت، پدر و مادر میت هم باشند، دختر نصف را بالفریضه می برد. هر کدام از پدر و مادر هم یک ششم بالفریضه می برند. پس می شود: $\frac{۱}{۶}$$\frac{۱}{۶}$ +$\frac{۱}{۲}$ = $\frac{۵}{۶}$ پس با این وجود، از مجموع ارث، یک ششم اضافه می آید. لذا این باقی مانده را بین این سه نفر تقسیم می کنند به نسبت سهمی که برده اند. یعنی باقی مانده ارث می شود $\frac{۵}{۳۰}$ که $\frac{۱}{۳۰}$ به مادر و $\frac{۱}{۳۰}$ به پدر و $\frac{۳}{۳۰}$ به دختر داده می شود. لذا به طور کلی: مادر = $\frac{۶}{۳۰}$ / پدر = $\frac{۶}{۳۰}$ / دختر = $\frac{۱۸}{۳۰}$
  • مورد دوم استثنا: 

یعنی اگر این حاجب نبود، این شخص بیشتر ارث می برد.

تا الآن می گفتیم که ولد حاجب از بیشتر از یک ششم برای پدر و مادر می شود. اما الآن می گوییم که اگر تنها یک دختر با پدر و مادر ارث ببرد، اینگونه نیست.

۴

تطبیق حجب ولد از ابوین

﴿ و ﴾ كذا ﴿ يحجب ﴾ الولدُ ﴿ الأبوين (هم چنین مانع می شود ولد از ارث بردن ابوین) عمّا زاد عن السدسين (وجود ولد، باعث می شود که ابوین بیشتر از یک ششم ارث نبرند) ﴾ وأحدَهما (عطف بر ابوین) عمّا زاد عن السدس (اگر ولد + یکی از پدر و مادر هم باشند باز همینگونه است) ﴿ إلّا ﴾ أن يكونا (ابوان) أو أحدهما (ابوان) ﴿ مع البنت ﴾ الواحدة ﴿ مطلقاً ﴾ أي سواء كان معها الأبوان أم أحدهما (این صورت استثنا شده است از حکم. یعنی وجود ولد، حاجب از مازاد بر سدس نمی شود!) ، فإنّهما لا يُحجَبان (پدر و مادر محجوب نمی شوند) ولا أحدهما عن الزيادة عن السدس، بل يشاركانها فيما زاد عن نصفها وسدسيهما بالنسبة (بلکه مشارکت می کنند پدر و مادر با بنت واحدة در مازاد از نصف دختر و دو ششم پدر و مادر بالنسبه ـ مازاد را به نسبت سهمشان تقسیم می کنیم ـ)

۵

مورد دوم استثنا

مورد دوم استثنا: اگر دو دختر میت (یا بیشتر) با احد الابوین، وارث باشند[۱]. در اینجا، سهم احد الابوین یک ششم است. سهم دو دختر (یا بیشتر) دو سوم ارث است (به دلیل آیه 11 سوره نساء: فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ). لذا می شود: $\frac{۱}{۶}$$\frac{۲}{۳}$$\frac{۵}{۶}$. لذا باز هم یک ششم اضافه می آید. برای همین «الکلام الکلام» یعنی باید یک ششم باقی مانده را بین ورثه به نسبت تقسیم کنیم. یعنی یک سهم از یک ششم باقی مانده را به احد الابوین بدهیم و 4 سهم را به دو دختر یا بیشتر. لذا از مقدار باقی مانده، $\frac{۱}{۳۰}$ به احد الابوین می رسد و $\frac{۴}{۳۰}$ برای دو دختر یا بیشتر است.یعنی به طور کلی: احد الابوین= $\frac{۶}{۳۰}$ ارث می برد / دو دختر یا بیشتر = $\frac{۲۴}{۳۰}$ ارث می برند که بینشان به صورت مساوی تقسیم می شود.

سؤال: چرا گفتید باید بنتین + احد الابوین باشند؟ اگر بنتین + ابوان باشند چگونه می شود؟

پاسخ: در صورتی که ورثه، بنتین و ابوان باشند، دیگر مازادی باقی نمی ماند که بخواهد مورد استثنا واقع شود. یعنی دیگر دو دختر، مانع از ارث بردن بیش از یک ششم پدر و مادر می شوند.

نکته: در بحث بنتین + احد الابوین، یک نظر همانی بود که بیان شد. اما در مسئله، قول نادری هم وجود دارد که بر اساس روایتی است: «بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَمَّادٍ ذِي اَلنَّابِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ اِبْنَتَيْهِ وَ أَبَاهُ ـ ورثه تنها دو دختر میت اند و پدر میت ـ قَالَ لِلْأَبِ اَلسُّدُسُ وَ لِلاِبْنَتَيْنِ اَلْبَاقِي ـ یک ششم پدر و پنج ششم دو دختر ـ قَالَ وَ لَوْ تَرَكَ بَنَاتٍ وَ بَنِينَ لَمْ يَنْقُصِ اَلْأَبُ مِنَ اَلسُّدُسِ شَيْئاً قُلْتُ لَهُ فَإِنَّهُ تَرَكَ بَنَاتٍ وَ بَنِينَ وَ أُمّاً قَالَ لِلْأُمِّ اَلسُّدُسُ وَ اَلْبَاقِي يُقْسَمُ لَهُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ اَلْأُنْثَيَيْنِ»

شهید می فرمایند: این روایت متروک است (در مسالک می گویند این روایت به خاطر وجود حسن بن سماعة ضعیف است)


میت پسری نداشته باشد.

۶

تطبیق مورد دوم استثنا

﴿ أو البنات ﴾ أي البنتين فصاعداً (صورت دوم از موارد استثنا: جایی است که دو دختر به بالا) ﴿ مع أحد الأبوين (با یکی از پدر و مادر میت جمع شوند) ﴾ فإنّهنّ لا يمنعنه عمّا زاد أيضاً (دختران منع نمی کنند احد الابوین را از مازاد) ، بل يُردّ عليهنّ وعليه (رد می شود به عنوان ردّ ـ نه فرض ـ بر دختران و احد الابوین) ما بقي من المفروض بالنسبة (دو سوم دو دختر / یک ششم پدر یا مادر / یک ششم باقی می ماند) كما سيأتي تفصيله ولو كان معهنّ (مع بنتین فصاعدا) أبوان (هم پدر زنده است و هم مادر) استغرقت سهامُهم الفريضةَ (سهام این بنات، فریضة را کامل پر می کند) ، فلا ردّ (دیگر ردّی وجود ندارد)  فمِن ثَمّ أدخلهما في قسم الحَجب (به همین دلیل داخل کرد جناب مصنف، ابوین مع البنات را در قسم حجب).

وفي المسألة (احد الابوین + بنات) قول نادر (قول نادری وجود دارد) بحجب البنتين فصاعداً أحد الأبوين (بنتین و بیشتر، مانع می شوند از احد الابوین) عمّا زاد عن السدس لرواية أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام وهو متروك (علما به این روایت عمل نکرده اند) 

۷

مورد دوم حجب از بعض ارث: اخوة

مورد دوم حجب از بعض ارث: اخوة[۱]

اگر میت ولدی نداشته باشد، و مادری داشته باشد، مادر او یک سوم ارث می برد. در سوره نساء، آیه 11 می خوانیم: «وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ» سپس در ادامه آیه می خوانیم: «فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ» یعنی اگر میت برادر داشته باشد، سهم مادر بر می گردد به یک ششم! پس اخوة میت، می شوند حاجب مادر میت، از بیشتر از یک ششم. البته این حاجب شدن اخوة، با 5 شرط محقق است: 

  • پدر میت هم زنده باشد. زیرا اولا در آیه فرمود «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ» پس فرض آیه در جایی است که پدر میت هم زنده باشد./ ثانیا: در این مورد، روایت هم داریم «عَنْ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْأُمُّ لاَ تَنْقُصُ عَنِ اَلثُّلُثِ أَبَداً إِلاَّ مَعَ اَلْوَلَدِ وَ اَلْإِخْوَةِ إِذَا كَانَ اَلْأَبُ حَيّاً»

نکته: اگر پدر باشد، آنچه منع می شود از ام (به واسطه انتقال از ثلث به سدس) به سهم پدر اضافه می شود! مادر در صورتی که میت ولد نداشته باشد در قرآن فرض دارد اما پدر در صورت عدم ولد برای میت فرضی ندارد! لذا بقیه ارث به پدر می رسد. چه بسا برای اخوة (که حاجب ام بودند) از این مقدار زائد، هیچ چیزی حاصل نمی شود.[۲]

  • اخوة یا دو مذکر باشند یا چهار تا نساء باشند یا یک ذکر و دو امراة باشند. اگر غیر از این مقادیر باشند، حاجب بودن محقق نمی شود. 

دلیل این شرط: روایتی در این باب وجود دارد.

سؤال: اگر یکی از این برادر و خواهر ها خنثی بود، تکلیف چیست؟

پاسخ: دو قول است:

الف) برخی گفته اند: در مانحن فیه، خنثی، حکم انثی را دارد! زیرا برای حجب ارث مادر نیازمند دلیل هستیم و نسبت به خنثی، چون شک در ذکوریت او وجود دارد، باعث می شود که در اصل حجب شک کنیم! 

ب) برخی گفته اند: در اینگونه موارد قرعه می اندازیم. مصنف در دروس هم این نظر را قریب شمرده اند.


کتاب الارث کتابی است که خیلی مطالبش متصل و در گرو هم هستند! اگر این مطالب اولیه را در اینجا نفهمید، تا آخر ارث را به درستی متوجه نخواهید شد.

اخوة فقط نقش حاجب را بازی می کند ولی از این حاجب بودن، چیزی به او نمی رسد! 

۸

تطبیق مورد دوم حجب از بعض ارث: اخوة

﴿ و ﴾ ثانيهما (عطف بر احدهما که صفحه پیش آمد) : ﴿ الإخوة (اخوة میت) (در ارث، هر نسبتی که بیان می شود، اصل این است که ارتباطش با میت مقصود است) تحجب الاُمّ (اخوة میت، حاجب می شوند از مادر میت) عن الثلث إلى السدس (فرض در جایی است که میت ولدی ندارد. زیرا در فرضی که میت ولد داشته باشد، ام اصلا ثلث نمی برد که اخوة بخواهند مانع از آن بشوند!) بشروط ﴾ خمسة (البته در صورتی که 5 شرط وجود داشته باشد):

الأوّل: ﴿ وجود الأب (در کنار مادر، پدر میت هم موجود باشد) ﴾ ليوفّروا عليه ما حجبوها عنه (برای اینکه بیفزایند اخوة بر آن اب، آنچه را که حاجب شده اند برای مادر از آن مقدار) وإن لم يحصل لهم منه شيء (اگرچه حاصل نمی شود برای اخوة از آن زائد، چیزی) ، فلو كان (پدر) معدوماً لم يحجبوها عن الثلث (اگر پدر نباشد، اخوة نمی توانند حاجب ام باشند) (دلیل این شرط، اولا متن آیه است:فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ / ثانیا: روایتی در این باب است که تصریح به این مطلب دارد)  .

﴿ و ﴾ الثاني: ﴿ كونهم (اخوة) رجلين ﴾ أي ذكرين ﴿ فصاعداً، أو أربع نساء، أو رجلاً ﴾ أي ذكراً ﴿ وامرأتين ﴾ أي اُنثيين وإن لم يبلغا (مهم نیست که این خواهر ها و برادر ها بالغ هستند یا نه!) ، والخنثى هنا كالاُنثى (خنثی در اینجا، در حکم انثی است. یعنی اگر در کنار این خنثی، دو خواهر دیگر نیز برای میت وجود دارد، باز با این وجود، حجبی اتفاق نمی افتد) ؛ للشكّ في الذكوريّة (شک داریم که خنثی ذکر است یا نه؟) الموجب للشكّ في الحَجب (شک در ذکوریت باعث شک در حجب است) . واستقرب المصنّف في الدروس هنا القرعة (جناب مصنف در دروس در این مساله، قرعه را قریب شمرده اند) . (دلیل این قول روایتی است: وَ لاَ يَحْجُبُهَا إِلاَّ أَخَوَانِ أَوْ أَخٌ وَ أُخْتَانِ أَوْ أَرْبَعُ أَخَوَاتٍ لِأَبٍ أَوْ لِأَبٍ وَ أُمٍّ أَوْ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ وَ اَلْمَمْلُوكُ لاَ يَحْجُبُ وَ لاَ يَرِثُ.) (در آخر این روایت فرمود: لاب او لاب و ام! این در واقع همان شرط سوم در مساله است: شرط سوم این است که اخوة ای که قرار است حاجب شوند، یا باید با میت برادر ایوینی باشند و یا ابی. ولی کلالة امی، حاجب نمی شوند! لذا اگر میت 10 برادر امی دارد، حاجب نمی شوند!)

(شرط چهارم: اخوة ای که قرار است حاجب شوند، باید مانع از ارث نداشته باشند!)

﴿ و ﴾ الثالث ﴿ كونهم ﴾ إخوة ﴿ للأب، والاُمّ، أو للأب ﴾ أو بالتفريق (همشون لازم نیست ابوینی یا ابی باشند! اگر چندتا ابوینی و چند تا ابی هم باشند قبول است) ، فلا تحجب كلالةُ الاُمّ (برادران مادری، حاجب حساب نمی شوند) (در لغت کلالة از «کلّ» می آید به معنای خستگی و واماندگی).

﴿ و ﴾ الرابع: ﴿ انتفاء ﴾ موانع الإرث من ﴿ القتل والكفر والرقّ عنهم (موانع ارث باید از اخوة ای که قرار است مانع ام باشند منتفی باشد) ﴾ وكذا اللعان. ويُحجب الغائبُ ما لم يُقضَ بموته شرعاً.

وتوقّف العلّامة في المختلف (١) لذلك (٢) وقد صنّف هؤلاء الفضلاء على المسألة رسائل (٣) تشتمل على مباحث طويلة وفوائد جليلة.

﴿ وأمّا الحجب عن بعض الإرث دون بعض ﴿ ففي موضعين:

أحدهما: ﴿ الولد ذكراً واُنثى فإنّه يحصل به ﴿ الحجبُ للزوجين ﴿ عن نصيب الزوجيّة الأعلى إلى الأدنى ﴿ وإن نزل الولد. ﴿ و كذا ﴿ يحجب الولدُ ﴿ الأبوين عمّا زاد عن السدسين وأحدَهما عمّا زاد عن السدس ﴿ إلّا أن يكونا أو أحدهما ﴿ مع البنت الواحدة ﴿ مطلقاً أي سواء كان معها الأبوان أم أحدهما، فإنّهما لا يُحجَبان ولا أحدهما عن الزيادة عن السدس، بل يشاركانها فيما زاد عن نصفها وسدسيهما بالنسبة ﴿ أو البنات أي البنتين فصاعداً ﴿ مع أحد الأبوين فإنّهنّ لا يمنعنه عمّا زاد أيضاً، بل يُردّ عليهنّ وعليه ما بقي من المفروض بالنسبة كما سيأتي تفصيله (٤) ولو كان معهنّ أبوان استغرقت سهامُهم الفريضةَ، فلا ردّ فمِن ثَمّ أدخلهما في قسم الحَجب.

وفي المسألة قول نادر بحجب البنتين فصاعداً أحد الأبوين عمّا زاد عن السدس (٥) لرواية أبي بصير عن الصادق عليه‌السلام (٦) وهو متروك (٧).

__________________

(١) المختلف ٩: ٢٧.

(٢) لم يرد « لذلك » في ( ع ) و ( ف ).

(٣) لم نعرف عنها شيئاً إلّا ما جاء في الذريعة ٢: ٣٦٤ عن رسالة القطب الراوندي المسمّاة ب‍ ( الإنجاز في شرح الإيجاز في الفرائض ).

(٤) يأتي في المسألة الثانية من مسائل خمس.

(٥) منسوب إلى الإسكافي كما في المختلف ٩: ١٠٣.

(٦) الوسائل ١٧: ٤٦٥، الباب ١٧ من أبواب ميراث الأبوين والأولاد، الحديث ٧.

(٧) بضعف سندها؛ لأنّ في طريقها الحسن بن سماعة، راجع المسالك ١٣: ٦٥.

﴿ و ثانيهما: ﴿ الإخوة تحجب الاُمّ عن الثلث إلى السدس بشروط (١) خمسة:

الأوّل: ﴿ وجود الأب ليوفّروا عليه ما حجبوها عنه وإن لم يحصل لهم منه شيء، فلو كان معدوماً لم يحجبوها عن الثلث.

﴿ و الثاني: ﴿ كونهم رجلين أي ذكرين ﴿ فصاعداً، أو أربع نساء، أو رجلاً أي ذكراً ﴿ وامرأتين أي اُنثيين وإن لم يبلغا، والخنثى هنا كالاُنثى؛ للشكّ في الذكوريّة الموجب للشكّ في الحَجب. واستقرب المصنّف في الدروس هنا القرعة (٢).

﴿ و الثالث ﴿ كونهم إخوة ﴿ للأب، والاُمّ، أو للأب أو بالتفريق، فلا تحجب كلالةُ الاُمّ.

﴿ و الرابع: ﴿ انتفاء موانع الإرث من ﴿ القتل والكفر والرقّ عنهم وكذا اللعان. ويُحجب الغائبُ ما لم يُقضَ بموته شرعاً.

﴿ و الخامس: ﴿ كونهم منفصلين بالولادة، لا حملاً فلا يحجب الحمل ولو بكونه متمّماً للعدد المعتبر فيه على المشهور، إمّا لعدم إطلاق اسم الإخوة عليه حينئذٍ، أو لكونه لا ينفق عليه الأب وهو علّة التوفير عليه.

وفي الثاني منع ظاهر. والعلّة غير متحقّقة. وفي الدروس جعل عدم حجبه قولاً (٣) مؤذناً بتمريضه.

ويشترط سادس: وهو كونهم أحياء عند موت الموروث، فلو كان بعضهم

__________________

(١) في ( ق ) و ( س ): بشرط.

(٢) الدروس ٢: ٣٥٧، وفيه: « ويحتمل قويّاً القرعة هنا ».

(٣) الدروس ٢: ٣٥٧.