حدّ زنا
تعریف: «إيلاج البالغ العاقل في فرج امرأة محرّمة من غير عقد ولا ملك ولا شبهةٍ قدرَ الحشفة عالماً مختاراً»
بحث تفصیلی قیود تعریف
قید پنجم (کونها امراة): مفعول باید «امراة» باشد تا زنا صدق کند. ظاهر کلمه «امراة» این است که زن باید بالغه باشد. لذا اگر صبیّة باشد، فعل مرد، مصداق زنا نخواهد بود. زیرا «امراة» تانیث «رجل» است و رجل، به کسی اطلاق می شود که بالغ باشد.
نکته1: در حکم زنا، فرقی نمی کند که آن زن، عاقلة باشد یا مجنونة، حرّة باشد یا امة، حیة باشد یا میتة[۱]، به هر حال فعل مرد، مصداق زنا خواهد بود.
نکته2: با قید «امراة»، رجل خارج می شود و لذا اگر مردی با مرد دیگر، ایلاج انجام دهد، به آن زنا گفته نمی شود (به آن لواط گفته می شود که افحش و اغلظ است از حیث عقوبت).
نظر شهید ثانی: حتی اگر زن، بالغ نباشد هم، زنا صادق است.
قید ششم (کونها محرّمة علیه): زن باید بر آن مرد حرام باشد تا بتوان به این فعل، زنا اطلاق کرد. لذا اگر این زن، حلیلة مرد باشد[۲] به آن زنا گفته نمی شود.
نکته3: قید «محرّمة علیه» به تنهایی کافی نیست. زیرا این قید، شامل این موارد می شود:
- زنِ اجنبیة شوهر دار
- زنِ اجنبیة بی شوهر
- محارم مرد
- غیر محارم مرد
- زوجة حائضة مرد
- زوجة مُحرِم مرد
- زوجة ای که مرد نسبت به او ظهار کرده است
- زوجة ای که مرد نسبت به او ایلاء انجام داده است
حال آنکه به برخی از این موارد، زنا صدق نمی کند. برای مثال، زوجة ای که حائضه است، اگرچه مقاربت با او حرام است، اما به این عمل زنا گفته نمی شود. به همین دلیل، بعد از این قید، قید دیگری را (کونها غیر معقود علیها و لا مملوکة و لا ماتیّة بالشبهه) اضافه می کنند تا تعریف کامل شود.
قید هفتم (کونها غیر معقود علیها و لا مملوکة و لا ماتیّة بالشبهه): با این قید، وطی زوجة ای که به جهت عروض عارضی حرمت پیدا کرده است، خارج میشود. مثلا زنی که به جهت حیض، مقاربت شوهرش با او حرام شده است، اگر مقاربت صورت بگیرد، حرام است ولی زنا نیست.
اشکال: اگرچه آوردن قید ششم، به تنهایی کافی نیست و باید قید هفتم در کنار آن باشد تا کامل شود، اما از طرف دیگر، می توان قید هفتم را آورد ولی قید ششم را نیاورد! یعنی با آوردن قید هفتم، دیگر نیازی به قید ششم نیست!
شهید هم این حرف را قبول می کنند ولی می فرمایند آوردن قید هفتم بعد از قید ششم، «ذکر خاصّ بعد از عام» است و هر فایده ای «ذکر خاص بعد از عام» دارد، این عبارت هم آن فایده را دارد.
نکته4: عبارت «من غیر عقدٍ» هم شامل عقد دائم می شود و هم عقد منقطع.
نکته5: عبارت «و لا ملکٍ» هم شامل ملکیت عین می شود و هم شامل ملکیت منفعت.[۳]
سؤال: مراد از «شبهة» چیست؟
پاسخ: مراد هر صورتی است که شخص، ظن به اباحة پیدا کند. مثلا مردی با زنی مقاربت کند، به جهت این که خیال می کند این زن، زوجة اوست. یا مثلا شخصی با خواهرش ازدواج کند، بدون اینکه بداند این شخص، خواهر اوست.
نکته6: ابوحنیفه گفته است: «هر جایی که اگر محرم بودن نباشد، آن زن حلال است، می شود وطی بالشبهه»[۴]
اشکال شهید ثانی به کلام ابو حنیفه: فرض این است که شخص می داند این زن، خواهر اوست. در این صورت، کجای این وطی، وطی بالشبهه است؟