در جلسه قبل بیان شد: اگر ملتقط، مالی را پیدا کند، باید یکسال تعریف کند. اگر در این یکسال، صاحب مال پیدا نشود، ملتقط مخیر است بین اینکه:
- مال را تملّک کند.
- مال را صدقه بدهد.
- پیش خود امانت نگه دارد.
در دو حالت اول (تملک مال و صدقه) در صورتی که مالک بعدا پیدا شود، ملتقط ضامن است.
سؤال1: این ضمان، چه زمانی بر گردن ملتقط می آید؟ آیا به محض تملّک این ضمان می آید؟ یا ضمان او وقتی است که مالک ظاهر شود؟ یا اینکه ضمان بعد از مطالبه مالک است؟[۱]
پاسخ: شهید اول می فرمایند: ظهور مالک، در ضمان کفایت می کند ولی بعد می فرمایند: البته احتمال دارد که ضمان را متوقف بر مطالبه بدانیم.
اشکال: برخی به «توقف ضمان بر مطالبه» اشکال کرده اند. به این صورت که: ضمان نمی تواند متوقف بر مطالبه باشد زیرا دور پیش می آید! یعنی اگر ضمان متوقف بر مطالبه باشد، خود مطالبه هم متوقف بر ضمان است! این می شود دور! (چه زمانی شخص می تواند و حق مطالبه دارد؟ وقتی ضمانی در کار باشد! حال اگر بگویید ضمان هم متوقف بر مطالبه است می شود دور)
پاسخ شهید ثانی: ما قبول نداریم که مطالبه متوقف بر «ضمان» است. بلکه مطالبه، متوقف بر «امکان ضمان» است. یعنی همینکه امکان ضمان باشد (ولو اینکه ضمان با همین مطالبه ایجاد شود) کافی است. پس دور به وجود نمی آید.
سؤال2: ثمره عملی این بحث چیست؟ چه فرقی دارد که ضمان بعد از ظهور مالک بیاید یا بعد از مطالبه او؟
پاسخ: فرق ها و ثمرات زیادی بر این اختلاف مترتب است. به چند مورد اشاره می شود:
الف) اگر ملتقط مفلّس شود، تفاوت دارد.
ب) اگر ملتقط، در این بازه (بین ظهور و طلب مالک) ضمان نداشته باشد، دیگر نیازی نیست که همانند سایر دیون، به لقطه هم وصیت کند. ولی اگر در این بازه ضمان داشته باشد، باید بر آن همانند سایر دیون وصیت کند.
ج) اگر در این بازه ضامن نباشد، و از دنیا برود، مالک نمی تواند از او مطالبه کند ولی اگر ضامن باشد، مالک می تواند در آخرت از او مطالبه کند.
نکته1: بعد از تعریف حول (یکسال) علاوه بر اینکه مالک می تواند مال را صدقه بدهد و یا تملک کند، می تواند مال را پیش خود نگه دارد. فرق این قسم با دو قسم دیگر (صدقه و تملک) این است که دیگر شخص ضامن نیست (چون امانت است و امانت ضمانی ندارد). البته وقتی مالی امانت می شود، ملتقط باید آن مال را در جایی نگه دارد که از بلایا حفظ شود. لذا اگر در نگهداری مال کوتاهی رخ دهد، شخص ضامن است.
نکته2: اینکه بیان شد، بعد از التقاط باید یکسال تعریف صورت بگیرد، مختص به مواردی است که امکان حفظ در یکسال را داشته باشند! برای مثال اگر کسی یک کیسه خیار پیدا کرده است، نمی تواند آن را یکسال نگه دارد! لذا در این موارد، یا باید آن ها را قیمت کند (قیمت آن ها را کنار بگذارد و آن ها را خودش مصرف کند) یا بفروشد و پول آن ها رانگه دارد و پول را حفظ کند.[۲]حال اگر حاکم وجود داشت پول را به حاکم می دهد و الا این پول را در نزد خود نگه می دارد.
با توجه به این مطلب، اگر شخص، یک کیسه خیار را در گوشه خانه نگه دارد تا وقتی که خراب شود، ضامن است.
نکته3: برخی اموال هستند که اگر چه یکسال باقی نمی مانند ولی چند ماهی سالم می مانند (مثل برنج). در این موارد هم باید تا جایی که امکان دارد، مال را حفظ کرد و سپس بفروشد و پول آن را نگه دارد.
نکته4: اگر نگه داری مال، نیاز به علاج داشته باشد (مثل رطب که اگر در آفتاب بگذاری تا خشک شود می توان آن را طولانی مدت نگه داشت / یا انگور را می توان تبدیل به کشمش کرد و مدت طولانی نگه داشت)، در این صورت میتوان با اجازه حاکم، علاج صورت بدهد. یعنی بخشی را بفروشند تا هزینه برای حفظ بقیه شود. اگر حاکم نبود، خود ملتقط اجازه دارد چنین کاری را انجام دهد.