درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۹۰: کتاب المیراث ۲۸: سهام مقدره ۱۴

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسئله پنجم: طعمه اجداد

مسائل خمس

مسئله پنجم

مشهور معتقدند که تا وقتی که در طبقه اول، وارثی وجود دارد، نوبت به ورثه ای که در طبقه دوم قرار دارند نمی رسد.

لکن در اینجا، یک امری مستحبی وجود دارد و آن «استحباب طعمة برای اجداد» است. در اینجا دو نظر مطرح است:

نظر اول[۱]: مستحب است که اگر سهم ابوین، از سدس اولیه خودشان، به اندازه یک سدس فصاعدا، بیشتر شود، از آن مقدار زائد، یک ششم را به اجداد بدهند (به عنوان طعمة).

نظر دوم[۲]: حتما لازم نیست مقدار زائدِ از یک ششم، به اندازه سدس باشد! هر مقداری که از یک ششم بیشتر بیاید (ولو کمتر از یک ششم) باعث جریان حکم (استحباب طعمة) می شود.

نظر شهید ثانی: قول اول، اشهر است.[۳]

سؤال1: ثمره این دو قول چیست؟

پاسخ: ثمره این دو قول، بسیار واضح است. هر وقت، مازاد بر سدس، به اندازه یک سدس فصاعدا نشود، ثمره اختلاف این دو قول آشکار می شود. طبق قول مشهور، چون مقدار زائد، مازاد بر سدس نشده است، پس استحبابی وجود ندارد. اما ابن جنید، در همینجا (جایی که مقدار مازاد از سدس کمتر است) هم قائل به استحباب می شود.

مثال1: در صورتی که ورثه، ابوان + بنت باشند، ارث به این صورت تقسیم می شود: بنت = نصف / ابوان = دو ششم. جمع این دو می شود $\frac{۵}{۶}$. یعنی یک ششم، اضافه می آید. طبق نظر شیعه، این یک ششم باقی مانده باید بین بنت و ابوان، به نسبت سهمی که می برند، تقسیم شود. یعنی از آن یک ششم، 20% آن به مادر، 20% به پدر و 60% به بنت می رسد. یعنی در اینجا، کمتر از یک ششم به پدر و مادر اضافه از یک ششم اولیه داده می شود (20% یک ششم). در اینجا، ابن جنید می گوید: مستحب است که این مقدار زائد، به اجداد داده شود (به عنوان طعمة) ولی مشهور می گویند: چون مقدار زائد از یک ششم، کمتر از یک ششم است، طعمه مستحب نیست.

مثال2:  اگر ورثه میت، احد الابوین + بنتین باشند، ارث به این صورت تقسیم میشود: بنتین = دو سوم / احد الابوین = یک ششم. جمع این دو می شود $\frac{۵}{۶}$ که یعنی یک ششم از ما ترک اضافه می آید که باید بین ورثه، به نسبت سهمی که دارند تقسیم شود. یعنی از این یک ششم باقی مانده، 20% آن به احد الابوین می رسد و 80% آن به بنتین. لذا در اینجا هم ابن جنید قائل به استحباب طعمه است ولی مشهور طعمه را مستحب نمی دانند.

سؤال2: در صورت استحباب طعمه، چه مقدار از یهم زائد، باید به اجداد داده شود؟

پاسخ: سه بیان در کتاب مطرح شده است:

  • مشهور: مقدار طعمه، یک ششمِ اصل مال است.
  • مرحوم اسکافی: مقدارِ طعمة، یک ششمِ آن مقداری است که به این ابوین رسیده است. یعنی باید دید به این ابوین کلا چه مقدار ارث گرفته اند؟ هرچه قدر گرفته اند، باید یک ششم آن مقدار را حساب کنند و به عنوان طعمة بدهند (نه سدسِ کل ترکه)
  • مرحوم علامه: مستحب است که اقل الامرین بین سدسِ اصل مال و مقدار زیاده بر سدس را عطا کنند. یعنی ببینند که مقدار مازاد بر سدس چه قدر است؟ اگر کمتر از سدس است که همان را باید بدهند ولی اگر بیشتر از سدس است، سدس اصل را باید بدهند. (البته این قول، برای فرضی است که، بلوغ زیادة به سدس اتفاق نیوفتاده باشد. و الا اگر مثل مشهور، شرط کنیم  که زیادة باید حتما به اندازه سدس مال باشد، دیگر همیشه اقل الامرین سدس است)

نظر شهید ثانی: ایشان قول اول را تایید و قول دوم و سوم را رد می کنند به این صورت که می فرمایند: آنچه در اخبار آمده است، این تعبیر است «إِنَّ نَبِيَّ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَطْعَمَ اَلْجَدَّ اَلسُّدُسَ طُعْمَةً» ظاهر اولیه این عبارت هم، سدس کل مال و ترکه است. لذا ظاهر این روایت، با قول اول سازگار است و با قول دوم و سوم، سازگاری ندارد.


نظر مشهور

نظر ابن جنید

استاد: خیلی اوقات، کلمه اشهر در کلام شهید ثانی، به معنای این نیست که در مقابلش قول مشهور است. برای مثال در اینجا، در مقابل این اشهر شهید ثانی، تنها قول ابن جنید است و لذا نمی توان به آن مشهور اطلاق کرد.

۴

تطبیق مسئله پنجم: طعمه اجداد

﴿ وتظهر الفائدة ﴾ بين القولين (ظاهر می شود فایده بین این دو قولی که گذشت) ﴿ في اجتماعهما (اجتماع ابوان) مع البنت أو أحدهما مع البنتين (در هر دو صورت، یک ششم اضافه می آید که باید به نسبت، بین ورثه تقسیم شود که به ابوان، کمتر از یک ششم می رسد) ، فإنّ الفاضل ﴾ من نصيب أحد الأبوين ﴿ ينقص عن سدس ﴾ الأصل (مقدار اضافه ای که به هر کدام از ابوین داده می شود، از مقدار سدس اولیه آن کمتر است) ﴿ فيستحبّ ﴾ له (احدالابوین) ﴿ الطعمة على القول الثاني (قول ابن جنید) ﴾ دون الأوّل (در قول مشهور، استحباب در این دو فرض، مستحب نیست) ؛ لفقد الشرط (قول اولی، شرطی می کرد که آن شرط در اینجا وجود ندارد) وهو (آن شرط) زيادة نصيبه عن السدس بسدس (نصیبش به اندازه سدس، باید از آن سدس اولیه بالا بزند تا استحباب ثابت شود) .

و (سؤال: اگر طعمه مستحب شد، چه مقدار باید به آن ها داده شود؟) (نظر اول:) المشهور أنّ قدر الطعمة ـ حيث يستحبّ ـ سدس الأصل (مقدار طعمه ای که باید به اجداد داده شود، سدسِ اصل مال است) .

و (نظر دوم ـ مرحوم اسکافی ـ:) قيل: سدس ما حصل للولد (ولد جد که همان پدر میت است) الذي تقرّب به (ولدی که تقرّب می جوید جد، به واسطه این ولد به میت) (ابوان می بینند که چه مقدار کلا ارث گرفته اند ـ یک ششم + مازاد _ سپس یک ششم کلِ مقداری که گرفته اند را به عنوان طعمه می دهند)  .

و (نظر سوم ـ مرحوم علامه حلی ـ:) قيل: يستحبّ مع زيادة النصيب عن السدس إطعام أقلّ الأمرين (مستحب است در فرض زیاده ارث پدر و مادر بر سدس، پرداخت اقل الامرین) : من سدس الأصل (سدسِ اصل مال را ببینیم چه مقدار می شود) والزيادة (مقدار زیاد بر سدس که به پدر یا مادر رسیده است) بناءً على عدم اشتراط بلوغ الزيادة سدساً (البته بنا بر قول ابن جنید که شرط ندانیم بلوغ زیاده را به سدس. و الا اگر رسیدن مال به سدس را برای استحباب شرط بدانیم، همیشه اقل الامرین سدس است) . و (نظر شهید ثانی:) الأخبار ناطقة باستحباب طعمة السدس وهي تنافي ذلك (اخبار، با قول اول سازگارترند ولی با قول دوم و سوم تنافی دارند).

۵

کیفیت بهره مندی اجداد از طعمة

سؤال: اگر سهم پدر میت، مازاد بر سدس است اما سهم مادر میت، سدس است.[۱] آیا بر پدر میت، طعمه مستحب است؟ اگر مستحب است، باید این طعمة را به چه کسی بدهد؟ آیا فقط به پدر مادر خود باید بدهد (جدّ و جدّة پدری میت) یا می تواند به جدّ و جدّة مادری میت هم بدهد؟[۲]

پاسخ: هر کسی مالش اضافه بیاید، طعمه پدر و مادر خودش بر او مستحب است. یعنی اگر پدر میت مازاد بر سدس ارث برد (ولی مادر اضافه نبرد)، مستحب است که به پدر و مادر خودش (جدّ و جدّة پدری میت) طعمة بدهد. کما اینکه اگر مادر میت از سدس اضافه آورد (ولی پدر اضافه نبرد) مستحب است که به پدر و مادر خودش (جدّ و جدة مادری میت) طعمة بدهد.

چند مثال: 

  • اگر پدر و مادر وارث باشند و مادر محجوب به اخوة باشد: در این صورت، مادر یک ششم ارث می برد و پدر پنج ششم ارث را می برد. در اینجا، فقط بر پدر مستحب است که به پدر و مادر خود (جد و جدة پدری میت) طعمه بدهد.
  • اگر امّ (بدون حاجب) و اب و زوج وارثان میت باشند: در این صورت زوج، یک دوم ارث می برد (فرض این است که میت ولدی ندارد) سه ششم باقی مانده را، دو ششم (یک سوم) سهم مادر است و یک ششم هم سهم پدر است. در اینجا، بر مادر مستحب است که به پدر و مادر خودش (جد و جدة مادری میت) طعمه بدهد.
  • اگر پدر و مادر وارثان میت باشند (مادر حاجب ندارد): در این صورت به مادر یک سوم ارث می رسد و به پدر دو سوم. در اینجا هر دو مازاد دارند و لذا طعمة، بر هر دو مستحب است و هر کسی هم طعمة را به پدر و مادر خودش می دهد.

نکته1: طعمه اجداد، بر پدر و مادر میت مستحب است ولی بر اولاد میت مستحب نیست. لذا اگر اولاد میت، سهمی ببرند که بیشتر از یک ششم باشد، مستحب نیست که به اجداد طعمه بدهند. (البته به عنوان یک کار خیر عام، مستحب است اما در باب ارث، بالخصوص استحبابی ندارد)

نکته2: اگر بین جد و جدة، یکی موجود باشد و دیگری از دنیا رفته باشد، طمام طعمه را باید به جد یا جدة موجود داد. اما اگر هر دو زنده بودند، باید طعمة بین آن ها، بالسویة تقسیم شود.


یعنی یکی از ابوین، سهمش مازاد بر سدس شده است.

میت 4 جد دارد: جد و جدة پدری + جد و جدة مادری

۶

تطبیق کیفیت بهره مندی اجداد از طعمة

والاستحباب مختصّ بمن يزيد نصيبه كذلك (استحباب، اختصاص دارد به آن پدر یا مادری که سهم او زیادتر شده است سدساً فصاعدا ـ طبق قول مشهور ـ) لأبويه دون أبوي الآخر (اگر طعمه مستحب شود، برای پدر و مادر خودِ شخص مستحب است و نه پدر و مادرِ همسرش) ، فلو كانت الاُمّ محجوبة بالإخوة فالمستحبّ إطعام الأب خاصّة (اگر ام محجوب به اخوة است ـ بیشتر از یک ششم ارث نمی برد ـ فقط بر پدر میت، طعمه مستحب است ـ در صورتی که فقط پدر و مادر وارث باشند و مادر حاجب داشته باشد ـ) . ولو كان معهما زوج من غير حاجب (للام) فالمستحبّ لها خاصّة (استحباب طعمة فقط برای مادر میت است. زیرا نصف مال به زوج می رسد، سه ششم باقی مانده را هم دو ششم به مادر میت و یک ششم هم به پدر میت داده می شود).

ولو لم يكن سواهما ولا حاجب استحبّ لهما (اگر تنها وارثان پدر و مادر باشند و مادر هم حاجبی نداشته باشد، بر هر دو طعمه مستحب است) .

وإنّما يستحبّ طعمة الأجداد من الأبوين (استحباب طعمه، فقط برای پدر و مادر میت است) ، فلا يستحبّ للأولاد (بر اولاد میت، طعمه مستحب نیست) طعمة الأجداد؛ للأصل (اصل عدم استحباب است. استحباب دلیل می خواهد). (البته شاید از باب احسان، مستحب باشد ولی بالخصوص در باب ارث، مستحب شمرده نشده است) ولو كان أحد الجدّين مفقوداً (اگر یکی از ابوین نیست)  فالطعمة للآخر (همه طعمه را به یک نفری که موجود است می دهد) ، فإن وجدا فهي بينهما بالسويّة (اگر هر دو اجداد هستند، بین جد و جدة، بالسویه طعمه تقسیم می شود).

۷

ارث طبقه دوم: اجداد و اخوة / مسئله اول

ارث طبقه دوم (اجداد و اخوة)[۱]

در طبقه دوم، 12 مسئله مطرح است:

مسئله اول

  • اگر شخصی از دنیا برود و تنها وارثِ او، جد (چه پدری په مادری) باشد، در این صورت تمام ارث، به این جد می رسد. 
  • اگر شخصی از دنیا برود و تنها وارثِ او، اخ (للاب یا ابوینی) باشد، در این صورت تمام ارث، به این اخ می رسد.
  • اگر شخصی از دنیا برود و وارثان او، اخ للاب و جدّ للاب باشند، در این صورت مال بین این دو نصف می شود.

دلیل این سه صورت: آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» دلیل این سه صورت است. زیرا جد و اخ، نسبت به سایر افرادِ در طبقه 2، اقرب به میت هستند. علاوه بر آیه «اولو الارحام» روایاتی نیز دال بر این مطلب داریم. مثلا در مورد اخ، آیه 176 سوره نساء فرمود: «إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ ۚ وَهُوَ يَرِثُهَا إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهَا وَلَدٌ». در روایتی هم داریم که: « عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ أَخَاهُ وَ لَمْ يَتْرُكْ وَارِثاً غَيْرَهُ قَالَ اَلْمَالُ لَهُ ـ تمام مال برای این برادر است ـ قُلْتُ فَإِنْ كَانَ مَعَ اَلْأَخِ لِلْأُمِّ جَدٌّ قَالَ يُعْطَى اَلْأَخُ لِلْأُمِّ اَلسُّدُسَ ـ کلاله امی، یک ششم ارث می برند بالفرض ـ وَ يُعْطَى اَلْجَدُّ اَلْبَاقِيَ ـ باقی مانده را به جد بدهید ـ قُلْتُ فَإِنْ كَانَ اَلْأَخُ لِلْأَبِ قَالَ اَلْمَالُ بَيْنَهُمَا سَوَاءٌ ـ مال بین جد و برادر پدری نصف می شود ـ»

  • اگر شخصی از دنیا برود و تنها وارثِ او، جدة (چه ابی چه امی) باشد، در این صورت تمام ارث به او می رسد. این مسئله روایتی هم دارد: «عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي اَلْجَعْدِ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَعْطَى اَلْجَدَّةَ اَلْمَالَ كُلَّهُ»
  • اگر شخصی از دنیا برود و وارثانِ او، اجدادِ ابی و اجدادِ امی باشند (مثلا پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری و مادری، وارثان میت اند)، در این صورت، اجدادی ابی، دو سوم می برند (چه واحد چه متعدد) و اگر اجداد ابی متعدد بودند، للذکر مثل حظ الانثیین بینشان تقسیم می شود. اجداد امی هم ثلث می برند و اگر متعدد باشند، بینشان بالسویه تقسیم می شود.

مثال: شخصی از دنیا رفته است و 45 هزار تومان پول دارد و تنها وارثان او، اجداد پدری و مادری اش هستند (جد و جدة پدری + جد و جده مادری). در این صورت، به اجداد ابی، 30 هزارتومان و به اجدادی امی 15 هزارتومان می رسد. حال از آن 30 هزارتومن به جد ابی، 20 تومان و به جدة ابی 10 تومان می رسد. از 15 هزارتومانی که به اجداد امی رسید، هر کدام از جد و جدة امی، 7.5 هزارتومان می برند.

نکته: این قولی که بیان شد، قول مشهور است. والا در صورت جمع شدن اجداد امی و ابی، اقوال دیگری نیز وجود دارد.


از بحث طبقه اول فارق شدیم هر چند گاهی بالمناسبة بحث هایی از آن مطرح می شود.

۸

تطبیق ارث طبقه دوم: اجداد و اخوة / مسئله اول

 ﴿ القول في ميراث الأجداد والإخوة ﴾

﴿ وفيه مسائل ﴾ (12 مسئله وجود دارد)

﴿ الاُولى ﴾:

﴿ للجدّ ﴾ إذا انفرد ﴿ وحدَه المالُ ﴾ كلُّه (اگر شخصی از دنیا برود و تنها یک جد دارد، کل مال برای جد است) ﴿ لأب ﴾ كان ﴿ أو لاُمّ (چه جد پدری باشد و چه جد مادری) ، وكذا الأخ للأب والاُمّ، أو للأب (اخ امی را نمی گویند زیرا فرض دارد اگر یکی باشد سدس است و اگر متعدد باشد ثلث ) ﴾ على تقدير انفراده (کل مال به او داده می شود). ﴿ ولو اجتمعا ﴾ أي الأخ والجدّ وكانا معاً ﴿ للأب (اگر اخ ابی و جد ابی با هم جمع شوند) فالمال بينهما نصفان (مال بینشان نصف می شود) وللجدّة المنفردة لأب ﴾ كانت ﴿ أو لاُمّ المالُ (جدة منفرده هم چه پدری باشد و چه امی، کل مال را می برد) ﴾.

﴿ ولو كان جدّاً أو جدّةً أو كليهما لأب مع جدّ ﴾ واحد ﴿ أو جدّةٍ أو كليهما لاُمّ (اگر از طرف پدر و مادر، اجدادی برای میت وجود داشت) ، فللمتقرّب ﴾ من الأجداد ﴿ بالأب الثلثان ﴾ اتّحد أم تعدّد (اجداد ابی دو سوم ارث می برند) ﴿ للذكر مثل حظّ الاُنثيين (اجداد ابی در بین خودشان؛ للذکر مثل حظ النثیین تقسیم می کنند) ﴾ على تقدير التعدّد ﴿ وللمتقرّب بالاُمّ ﴾ من الأجداد ﴿ الثلث ﴾ اتّحد أم تعدّد ﴿ بالسويّة ﴾ على تقدير التعدّد.

هذا هو المشهور بين الأصحاب (این نظر مشهور بین اصحاب است و اقوال دیگری هم هست)، وفي المسألة أقوال نادرة: منها: قول الصدوق: للجدّ من الاُمّ مع الجدّ للأب أو الأخ للأب (جد للاب) السدس (جد امی اگر همراه شود با یکی از این دو ـ جد ابی / اخ ابی، جد امی سدس می برد) ، والباقي للجدّ للأب أو الأخ .

﴿ و كذا يشترط ﴿ أن يخلف الميّت مالاً غيرها وإن قلّ؛ لئلّا يلزم الإجحاف بالورثة. والنصوص خالية عن هذا القيد، إلّا أن يُدّعى أنّ « الحباء » يدلّ بظاهره عليه.

﴿ ولو كان الأكبر اُنثى اُعطي الحبوة ﴿ أكبر الذكور إن تعدّدوا، وإلّا فالذكر وإن كان أصغر منها. وهو مصرَّح في صحيحة ربعي عن الصادق عليه‌السلام (١).

﴿ الخامسة :

﴿ لا يرث الأجداد مع الأبوين ولا مع أحدهما، ولا مع من هو في مرتبتهما، وهو موضع وفاق إلّا من ابن الجنيد في بعض الموارد (٢) ﴿ و لكن ﴿ يستحبّ لهما الطعمة لأبويهما ﴿ حيث يفضل لأحدهما سدسٌ فصاعداً فوق السدس المعيّن لهما على تقدير مجامعتهما للولد، فيستحبّ لهما إطعام هذا السدس الزائد.

ولو زاد نصيبهما عنه فالمستحبّ إطعام السدس خاصّة.

﴿ وربما قيل والقائل ابن الجنيد: يستحبّ أن ﴿ يطعم حيث يزيد نصيبه عن السدس وإن لم تبلغ الزيادة سدساً (٣) والأشهر الأوّل.

﴿ وتظهر الفائدة بين القولين ﴿ في اجتماعهما مع البنت أو أحدهما مع البنتين، فإنّ الفاضل من نصيب أحد الأبوين ﴿ ينقص عن سدس الأصل ﴿ فيستحبّ له ﴿ الطعمة على القول الثاني دون الأوّل؛ لفقد الشرط وهو زيادة نصيبه عن السدس بسدس.

والمشهور أنّ قدر الطعمة ـ حيث يستحبّ ـ سدس الأصل.

__________________

(١) الوسائل ١٧: ٤٣٩، الباب ٣ من أبواب ميراث الأبوين والأولاد، الحديث الأوّل.

(٢) و (٣) اُنظر المختلف ٩: ١٠٥ ـ ١٠٦.

وقيل: سدس ما حصل للولد الذي تقرّب به (١).

وقيل: يستحبّ مع زيادة النصيب عن السدس إطعام أقلّ الأمرين: من سدس الأصل والزيادة (٢) بناءً على عدم اشتراط بلوغ الزيادة سدساً. والأخبار (٣) ناطقة باستحباب طعمة السدس وهي تنافي ذلك.

والاستحباب مختصّ بمن يزيد نصيبه كذلك لأبويه دون أبوي الآخر، فلو كانت الاُمّ محجوبة بالإخوة فالمستحبّ إطعام الأب خاصّة. ولو كان معهما زوج من غير حاجب فالمستحبّ لها خاصّة.

ولو لم يكن سواهما ولا حاجب استحبّ لهما.

وإنّما يستحبّ طعمة الأجداد من الأبوين، فلا يستحبّ للأولاد طعمة الأجداد؛ للأصل. ولو كان أحد الجدّين مفقوداً فالطعمة للآخر، فإن وجدا فهي بينهما بالسويّة.

__________________

(١) قاله الإسكافي، اُنظر المختلف ٩: ١٠٥.

(٢) قاله العلّامة في القواعد ٣: ٣٦١.

(٣) اُنظر الوسائل ١٧: ٤٦٩، الباب ٢٠ من أبواب ميراث الأبوين والأولاد.

 ﴿ القول في ميراث الأجداد والإخوة

﴿ وفيه مسائل

﴿ الاُولى:

﴿ للجدّ إذا انفرد ﴿ وحدَه المالُ كلُّه ﴿ لأب كان ﴿ أو لاُمّ، وكذا الأخ للأب والاُمّ، أو للأب على تقدير انفراده. ﴿ ولو اجتمعا أي الأخ والجدّ وكانا معاً ﴿ للأب فالمال بينهما نصفان وللجدّة المنفردة لأب كانت ﴿ أو لاُمّ المالُ .

﴿ ولو كان جدّاً أو جدّةً أو كليهما لأب مع جدّ واحد ﴿ أو جدّةٍ أو كليهما لاُمّ، فللمتقرّب من الأجداد ﴿ بالأب الثلثان اتّحد أم تعدّد ﴿ للذكر مثل حظّ الاُنثيين على تقدير التعدّد ﴿ وللمتقرّب بالاُمّ من الأجداد ﴿ الثلث اتّحد أم تعدّد ﴿ بالسويّة على تقدير التعدّد.

هذا هو المشهور بين الأصحاب، وفي المسألة أقوال نادرة:

منها: قول الصدوق: للجدّ من الاُمّ مع الجدّ للأب أو الأخ للأب السدس، والباقي للجدّ للأب أو الأخ (١).

ومنها: أنّه لو ترك جدّته (اُمّ اُمّه) واُختَه للأبوين، فللجدّة السدس (٢).

__________________

(١) حكاه العلّامة في المختلف ٩: ٢٣ عن المقنع، ولكنّ الذي جاء فيه هو مقالة المشهور، قال: فإن ترك جدّاً من قبل الأب وجدّاً من قبل الاُمّ فللجدّ من قبل الأب الثلثان وللجدّ من قبل الاُمّ الثلث. اُنظر المقنع: ٥٠٠ ـ ٥٠١.

(٢) حكاه عن الفضل في الكافي ٧: ١١٨.