درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۱۰۴: کتاب المیراث ۴۲: سهام مقدره ۲۸

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

تتمه بحث ارث بردن زوجة از اشجار

میراث ازواج

بحث در مورد ارث زوجة ای بود که از همسر میتِ خود، ولدی ندارد. شهید فرمودند: چنین زوجة ای، از زمین (عیناً و قیمةً) و آلات و ابنیة (عیناً فقط) ارث نمی برد.

سؤال: آیا کلمه «آلات» شامل اشجار هم می شود؟

پاسخ: شهید ثانی فرمودند: کلمه آلات، ربطی به اشجار ندارد. همچنین ارث بردن زوجة از اشجار، خلاف قول مشهور است[۱].

نکته1: ممکن است مراد شهید اول از «آلات»، اشجار را هم شامل شود. موید این مطلب هم این است که شهید اول، در کلام شیخ طوسی، کلمه آلات را شامل اشجار نیز دانسته اند.

نکته2: اگرچه شهید اول، عبارت «آلات» را در کلام شیخ طوسی، شامل اشجار نیز دانستند، اما عبارت لمعه، با عبارت دروس و عبارات برخی دیگر از متاخرین، متفاوت است. زیرا در دروس و عبارات متاخرین، اشجار در کنار آلات ذکر شده است (وقتی اشجار در کنار آلات ذکر شود، معلوم است که مراد از آلات، غیر از اشجار است).

نظر نهایی شهید ثانی: اگر کلام مصنف در لمعه و کلام شیخ و تابعین او را در «نهایة»، حمل کنیم بر ظاهر «آلات»[۲] بهتر است. لذا قولی را مخالف مشهور قائل می شویم و می گوییم: نظر این بزرگواران این بوده است که زوجة از عین اشجار ارث می برد. چه بسا با برخی نصوص نیز این قول سازگار تر باشد. زیرا در برخی نصوص، اشجار را جزو مواردی که زن از آن ها ارث نمی برد بیان نمی کند.

نکته3: گفتیم زوجه ای که از میت فرزندی ندارد، از عین ابنیه ارث نمی برد (فقط از قیمت ارث می برد). حال در این ابنیه، فرقی نمی کند بنائی باشد که برای سکونت استفاده می شود یا برای غیر سکونت استفاده شود. به هر حال همه این موارد بناء محسوب می شود.

البته در برخی روایات، عبارت «رباع» آمده است که شامل حرف ما نمی شود. زیرا رباع، جمع رَبع است که به معنای «دار» است (محل سکونت).


مشهور معتقدند که زوجة، از عین اشجار ارث نمی برد.

که شامل اشجار نمی شود

۴

تطبیق تتمه بحث ارث بردن زوجة از اشجار

ومع ذلك (با اینکه مصنف کلمه آلات را در کلام شیخ طوسی، حمل کرده است بر ما یشمل الاشجار) يبقى فرق بين الآلات هنا (در لمعه) وبينها في عبارته في الدروس وعبارة المتأخّرين (بین کلمه آلات در لمعه و کلمه آلات در دروس و لسان متاخرین، فرق است) حيث ضمّوا إليها ذكر الأشجار (در دروس و عبارات متاخرین، ضمیمه شده است به کلمه آلات، کلمه اشجار) فإنّ المراد بالآلات في كلامهم ما هو الظاهر منها (آلات دیگر شامل اشجار نخواهد شد) ، وهي آلات البناء والدُور (ظاهر معنای آلات، همان وسایل ابنیه و دار و .. است) . ولو حُمل كلام المصنّف هنا وكلام الشيخ ومن تبعه على ما يظهر من معنى « الآلات » ويجعل قولاً برأسه ـ في حرمانها من الأرض مطلقاً، ومن آلات البناء عيناً لا قيمة، وإرثها من الشجر كغيره (همانطور که از عین موارد دیگر ارث می برد، از عین شجر هم ارث می برد) ـ كان أجود (اگر حمل بشود کلام مصنف در لمعه و کلام شیخ و تابعینش، بر معنای ظاهری آلات ـ و این را یک قولی، جدای از قول مشهور در نظر بگیریم و بگوییم نسبت به آلات بناء و دور، عینا ارث نمی برد ولی قیمة ارث می برد اما نسبت به اشجار، عینا ارث می برد ـ این کار بهتر است) بل النصوص الصحيحة وغيرها دالّة عليه (نصوص صحیحه و ... که دلالت می کنند بر همین معنا) أكثر من دلالتها على القول المشهور بين المتأخّرين (روایاتی که می گوید زوجة از شجر ارث می برد، بیشتر از روایاتی است که مشهور می گویند)

(عَنْ مُيَسِّرٍ بَيَّاعِ اَلزُّطِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ اَلنِّسَاءِ مَا لَهُنَّ مِنَ اَلْمِيرَاثِ قَالَ لَهُنَّ قِيمَةُ اَلطُّوبِ ـ آجر ـ وَ اَلْبِنَاءِ وَ اَلْخَشَبِ وَ اَلْقَصَبِ فَأَمَّا اَلْأَرْضُ وَ اَلْعَقَارَاتُ فَلاَ مِيرَاثَ لَهُنَّ فِيهِ ـ در این روایت، اصلا حرفی از شجر به میان نیامده است ـ).

والظاهر عدم الفرق في الأبنية بين ما اتّخذ للسكنى وغيرها من المصالح (ظاهر این است که ابنیه که قرار شد زوجة از آن ارث نبرد، فرقی نمی کند بین ابنیه ای که برای سکونت بنا شده است و غیر آن)، كالرحى (اتاق آسیاب) والحمام ومِعصرة الزيت (وسیله و سنگی که به واسطه آن آب یا روغن چیزی را می گرفتند) والسمسم (کنجد) والعنب (انگور) (خلاصه اتاقی که برای این گونه کارها استفاده می شده است) والاصطبل والمراح (طویله)، وغيرها؛ لشمول « الأبنية » لذلك كلّه (کلمه ابنیه، شامل همه این موارد می شود) وإن لم يدخل في « الرباع » (البته این موارد، در رباع داخل نیست) المعبّر به في كثير من الأخبار (در بسیاری از روایات، به جای ابنیه؛ گفته شده است رباع) لأنّه جمع « رَبْع » وهو الدار.

۵

حکم تقسیم اموال، بین زوجة ذات ولد و غیر ذات ولد

نکته: اگر مردی چند زن داشته باشد، همه زن ها با هم یک چهارم یا یک هشتم ارث را می برند. 

اگر مردی از دنیا برود در حالی که دو همسر داشته است. یکی از همسران ذات ولد است (از زوجِ میت) ولی همسر دیگر، از زوجِ میت، ولدی ندارد، در اینجا، تکلیف چیست؟

پاسخ: چون ذات ولد، از زمین و بناء و آلات و.. ارث میبرد (عینا) ولی خالی از ولد، از زمین[۱]و آلات و ابنیه[۲] ارث نمیبرد، لذا اقوی این است که ذات ولد اختصاص پیدا می کند به یک هشتم زمین (یعنی تمام یک هشتم زمین را به ذات ولد می دهیم)[۳] و به غیر ذات ولد، هیچ چیزی از یک هشتم نمی رسد. نسبت به بناء و آلات، یک هشتم عین بناء و آلات را به زوجة ذات ولد می دهیم. او هم از یک هشتم این عین، موظف است که نصف قیمت آن را به غیر ذات ولد بدهد.

سؤال1: چرا تمام یک هشتم بناء و آلات را به ذات ولد می دهند؟ چرا یک شانزدهم عین بناء و آلات را به او نمی دهند و یک شانزدهم قیمت را به غیر ذات ولد؟

پاسخ: زیرا سهم زوجیت، یک هشتم است و منحصر است در این دو زوجة! و زوجة ذات ولد می تواند آن را بدون هیچ مشکلی دریافت کند (فقط غیر ذات ولد نمی تواند ولی ذات ولد می تواند) لذا وقتی یکی از این دو نفر از عین محروم شود، عین اختصاص پیدا می کند به نفر دوم.

سؤال2: دفع قیمت به طور کلی (چه در مانحن فیه و چه در مطالب قبل) علی وجه القهر است یا علی وجه الاختیار؟

پاسخ: علی وجه القهر است. یعنی زوجة خالی از ولد می تواند عین را قبول نکند و طلب قیمت کند. البته اگر توافق کردند بر مطلبی[۴] دیگر مشکلی ندارد. لذا حق زوجة نسبت به قیمت، در حکم دین است و فرقی نمی کند که وارث، حاضر به بذل عین باشد یا نباشد. فرقی نمی کند که وارث امتناع از پرداخت کند یا از روی نادانی نمی دهد.

لذا حق زوجة به ذمّة وارث باقی می ماند که در این صورت یا باید حاکم وارث را مجبور به پرداخت کند و یا اگر حاکم نمی تواند مجبور کند، عین را باید قهراً بفروشند و پول زوجة را پرداخت کنند. اگر هم هیچ کدام از این ها میسر نشد، این حق بر ذمه وارث است تا وقتی بتواند بگیرد ولو مقاصّةً.


عینا و قیمتا

عینا فقط

وقتی زوج ولد داشته باشد، سهم زوجة می شود یک هشتم.

مثلا غیر ذات ولد، راضی شد که سهمش را از عین بگیرد.

۶

تطبیق حکم تقسیم اموال، بین زوجة ذات ولد و غیر ذات ولد

ولو اجتمع ذات الولد والخالية عنه (اگر اجتماع کنند دو همسر که یکی ذات ولد از زوجة میت است و دیگری ذات ولد نیست) فالأقوى اختصاص ذات الولد بثُمن الأرض أجمع (یک هشتم عین زمین برای ذات ولد می شود و لازم نیست چیزی از آن را به غیر ذات ولد بدهد) وثُمن ما حرمت الاُخرى من عينه (و یک هشتم آنچه دیگری از عین ان محروم شده است ـ آلات و بناء ـ) ، واختصاصها (ذات ولد) بدفع القيمة دون سائر الورثة (زوجة ذات ولد باید سهم زوجة غیر ذات ولد را از آن یک هشتم بدهد) ؛ لأنّ سهم الزوجيّة منحصر فيهما (سهم زوجیة، تنها منحصر در این دو نفر است) فإذا حرمت إحداهما من بعضه (وقتی که یکی از این دو از بعض محروم شد) اختصّ بالاُخرى (اختصاص پیدا می کند عین، به دیگری) . وإنّ دفع القيمة على وجه القهر (وظیفه زوجة ذات ولد، پرداخت قیمت است. یعنی نه ذات ولد میتواند قیمت را ندهد، و نه غیر ذات ولد می تواند در خواست نصف عین را کند) لا الاختيار ، فهو كالدين (قمیت نصف زمین، می شود بدهی زن ذات ولد به زن غیر ذات ولد) لا يفرق فيه بين بذل الوارث العين وعدمه (فرقی در وجوب دفع قیمت وجود ندارد بین اینکه وارث پول را دفع بکند و یا نکند) ، ولا بين امتناعه من القيمة وعدمه (فرقی نمی کند که آیا از دفع قیمت امتناع کرده است یا نه) ، فيبقى (قیمت) في ذمّته (وارث ـ زن دارای ولد) إلى أن يمكن الحاكم إجباره على أدائها (تا اینکه ممکن شود برای حاکم تا اجبار کند بر اداء این قیمت) ، أو البيع عليه (عطف بر اجبار ـ ممکن بشود برای حاکم بیع بر علیه وارث ـ)  قهراً كغيره من الممتنعين من أداء الحقّ (مانند هر کسی که اگر بدهکار باشد، او را مجبور می کنند به پرداخت بدهی اش) . ولو تعذّر ذلك كلّه (اگر همه این کار ها تعذر باشد ـ حاکم نتواند ـ) بقي في ذمّته (قیمت بر ذمه وارث باقی می ماند) إلى أن يمكن [ للزوجة ] تخليصه ولو مقاصّةً (تا وقتی که زوجة خالی از ولد ممکن شود برایش حقش را خلاص کند. ولو به تقاص) ، سواء في ذلك الحصّة وغيرها (الحصه).

خلاف الظاهر. ومع ذلك يبقى فرق بين الآلات هنا وبينها في عبارته في الدروس (١) وعبارة المتأخّرين حيث ضمّوا إليها ذكر الأشجار (٢) فإنّ المراد بالآلات في كلامهم ما هو الظاهر منها، وهي آلات البناء والدُور. ولو حُمل كلام المصنّف هنا وكلام الشيخ ومن تبعه على ما يظهر من معنى « الآلات » ويجعل قولاً برأسه ـ في حرمانها من الأرض مطلقاً، ومن آلات البناء عيناً لا قيمة، وإرثها من الشجر كغيره ـ كان أجود، بل النصوص الصحيحة وغيرها (٣) دالّة عليه أكثر من دلالتها على القول المشهور بين المتأخّرين.

والظاهر عدم الفرق في الأبنية بين ما اتّخذ للسكنى وغيرها من المصالح، كالرحى والحمام ومِعصرة الزيت والسمسم والعنب والاصطبل والمراح، وغيرها؛ لشمول « الأبنية » لذلك كلّه وإن لم يدخل في « الرباع » المعبّر به في كثير من الأخبار (٤) لأنّه جمع « رَبْع » وهو الدار.

ولو اجتمع ذات الولد والخالية عنه فالأقوى اختصاص ذات الولد بثُمن الأرض أجمع وثُمن ما حرمت الاُخرى من عينه، واختصاصها بدفع القيمة دون سائر الورثة؛ لأنّ سهم الزوجيّة منحصر فيهما فإذا حرمت إحداهما من بعضه اختصّ بالاُخرى. وإنّ دفع القيمة على وجه القهر لا الاختيار، فهو كالدين لا يفرق فيه بين بذل الوارث العين وعدمه، ولا بين امتناعه من القيمة وعدمه، فيبقى في ذمّته إلى أن يمكن الحاكم إجباره على أدائها، أو البيع عليه قهراً كغيره من

__________________

(١) اُنظر الدروس ٢: ٣٥٨.

(٢) راجع القواعد ٣: ٣٧٦، والتنقيح الرائع ٤: ١٩٢، والمهذّب البارع ٤: ٤٠٢.

(٣) الوسائل ١٧: ٥١٧ ـ ٥٢٢، الباب ٦ من أبواب ميراث الأزواج.

(٤) المصدر السابق: الحديثان ٢ و ١١، و ٥٢٣، الباب ٧ من الأبواب، الحديث ٢.

الممتنعين من أداء الحقّ. ولو تعذّر ذلك كلّه بقي في ذمّته إلى أن يمكن [ للزوجة ](١) تخليصه ولو مقاصّةً، سواء في ذلك الحصّة (٢) وغيرها.

واعلم أنّ النصوص مع كثرتها في هذا الباب (٣) خالية عن الفرق بين الزوجتين، بل تدلّ على اشتراكهما في الحرمان، وعليه جماعة من الأصحاب (٤). والتعليل الوارد فيها له (٥) ـ وهو الخوف من إدخال المرأة على الورثة من يكرهون ـ شامل لهما أيضاً، وإن كان في الخالية من الولد أقوى.

ووجهُ فرقِ المصنّف وغيره بينهما ورودُه في رواية ابن اُذينة (٦) وهي مقطوعة تقصر عن تخصيص تلك الأخبار الكثيرة، وفيها الصحيح (٧) والحسن (٨) إلّا أنّ في الفرق تقليلاً لتخصيص آية إرث الزوجة (٩) مع وقوع الشبهة بما ذكر في عموم الأخبار، فلعلّه أولى من تقليل تخصيص الأخبار؛ مضافاً إلى

__________________

(١) في المخطوطات: الزوجة.

(٢) أي حصّتها من نفس العين المقوَّمة.

(٣) الوسائل ١٧: ٥١٧ ـ ٥٢٢، الباب ٦ من أبواب ميراث الأزواج.

(٤) مثل المفيد في المقنعة: ٦٨٧، والسيّد في الانتصار: ٥٨٥، المسألة ٣١٩، والشيخ في الاستبصار ٤: ١٥٤ ـ ١٥٥، والحلبي في الكافي في الفقه: ٣٧٤، وغيرهم.

(٥) للحرمان.

(٦) الوسائل ١٧: ٥٢٣، الباب ٧ من أبواب ميراث الأزواج، الحديث ٢.

(٧) مثل صحيحة زرارة، راجع الوسائل ١٧: ٥١٧، الباب ٦ من أبواب ميراث الأزواج، الحديث الأوّل، راجع المسالك ١٣: ١٨٦.

(٨) مثل حسنة الفضلاء الخمسة، الحديث ٥ من المصدر السابق.

(٩) النساء: ١٢ ( ولكم نصف ما ترك أزواجكم إن لم يكن لهنّ ولد فإن كان لهنّ ولد فلكم الربع... ولهنّ الربع ممّا تركتم إن لم يكن لكم ولد فإن كان لكم ولد فلهنّ الثمن... ).