عقوبات متفرقه
مورد چهارم: ارتداد
یکی از احکام مرتدّ فطری، این است که: توبه او، به حَسَب ظاهر پذیرفته نمی شود. منظور از «عدم قبول توبه به حسب ظاهر» این است که اگر مرتدّ فطری توبه هم بکند، باز هم احکامِ ارتداد برای او جاری است (قتلِ او واجب است، زوجه اش باید از او جدا شود، مالِ او نیز باید تقسیم شود). دلیل این حکم عبارت است از:
اولا: بعضی روایات دالّ بر این مطلب اند. (فلا توبة له / ولا يستتيبه)
ثانیا: اجماع داریم بر عدم پذیرش توبه به حسب ظاهر.
سؤال1: آیا توبه مرتدّ فطری، باطناً پذیرفته می شود؟
پاسخ: در مسئله اختلاف است. شهید ثانی می فرمایند: قول قوی این است که بگوییم توبه مرتدّ فطری، باطناً مورد قبول است. زیرا مرتدّ فطری یا:
الف) مکلّف به اسلام است: در صورتی که با توبه، توبه اش پذیرفته نشود، «تکلیف بما لا یطاق» به وجود می آید. زیرا در واقع داریم شخص را مکلّف می کنیم به اسلامی که از اگر اسلام بیاورد، از او پذیرفته نمی شود.[۱]
ب) مکلّف به اسلام نیست: این هم اجماعاً باطل است. زیرا انسان حیّ عاقلِ بالغ مختار، مکلّف به اسلام است.
نتیجه: اگر قبول کنیم که توبه باطنی مورد پذیرش است، در صورتی که شخص مرتدّ فطری شود ولی هیچ کسی از این مسئله باخبر نشود (یا مطلع شود ولی قادر بر قتل او نباشد، یا قتلِ او به تاخیر افتاد) و بعد از آن، مرتدّ فطری توبه کند، غیر از سه حکمِ قبلی (قتل و جدا شدن زوجة و تقسیم اموال) آثار دیگر اسلام بر او بار می شود. مثلا: عبادات او صحیح است، بدنش طاهر است، معاملاتش صحیح است و... اما مالِ او باید بین ورثه تقسیم شود و زوجة او نیز به واسطه توبه به او بر نمی گردد به خاطر استصحاب عدمِ عودِ زوجة و قتلِ او نیز همچنان واجب است.
سؤال2: اگر توبه باطناً مورد پذیرش باشد، آیا مرتدّ فطری، بعد از توبه، می تواند دوباره زنش را با عقدِ جدیدی، به همسری خود درآورد؟
پاسخ: بله می شود. بعد از اتمامِ عدّه وفات، می تواند دوباره زنِ سابقش را به عقد خود در آورد. حتی ممکن است بگوییم که در عدّه وفات هم می تواند دوباره زنش را عقد کند! زیرا اختلاط میاة دیگر به وجود نمی آید. این بحث در طلاق بائن هم مطرح می شود. یعنی در ایام عده طلاق بائن، شوهر سابق می تواند دوباره با این زن عقدِ جدید بخواند زیرا اختلاط میاة پیش نمی آید. البته به شرط اینکه طلاق بائن، طلاقی باشد که محلّل نخواهد.
نکته1: گفتیم که زنِ مرتدّ فطری از او جدا می شود و باید عده وفات نگه دارد حتّی اگر بین این زن و مرد، دخولی هم صورت نگرفته است، اما باز با این وجود، باید عدّه وفات رعایت شود به جهت اطلاق روایاتی که در این باب وجود دارد مانند روایت عمار (وتعتدّ امرأته عدّة المتوفّى عنها زوجها) که حرفی از مدخول بها بودن یا نبودن آن به میان نیامد.
اما در مقابل، مرحوم فخرالمحققین فرموده اند: چون این ازدواج، نکاحی بوده است که منفسخ شده است به غیر موت قبل از دخول، اصلاً عده ندارد!
شهید می فرمایند: با توجه به اطلاق روایات، کلام مرحوم فخرالمحققین مورد پذیرش نیست!
سؤال3: یکی از احکام مرتدّ فطری، تقسیم اموال بین ورثه بود. حال سؤالی که وجود دارد این است که: منظور از اموال، چه اموالی است؟
پاسخ: منظور از اموال، اموالی است که مرتدّ، در لحظه ارتداد دارد (اما نسبت به اموالی که بعد از ارتداد به دست می آورد بحثی است که بعدا خواهد آمد). لذا اموالی که تا لحظه ارتداد دارد را محاسبه کرده، ابتدا دیون او را از این اموال می پردازیم (دیون سابق بر ارتداد، نه دیونی که بعد از ارتداد پیدا شده اند) سپس بقیه اموال را بین ورثه تقسیم می کنیم (حتی اگر مرتدّ هنوز زنده باشد و به قتل نرسیده باشد. زیرا در اینجا، مرتدّ فطری در حکم میت است).
سؤال4: این که گفته شد «مرتدّ فطری در حکمِ میت است» در همه احکام این گونه است یا فقط در احکام مذکور (جدا شدن زوجة و عده وفات / تقسیم اموال) ؟ اگر در همه احکام میت به حساب بیاید، یعنی دیگر برای مثال، نمی تواند بعد از ارتداد، وصیتش را تغییر دهد. یا مثلا بعد از ارتداد، دیگر قابلیت تملّک نسبت به چیزی را ندارد و...
پاسخ: در مسئله دو وجه است:
الف) در باقی احکام هم حکم میت را دارد: زیرا مرتدّ فطری، مساوی با میت است در احکام! (اشکال استاد: این که دلیل نشد! تکرار مدعاست!)
ب) در باقی احکام، حکم میت را ندارد: اینکه در دو حکم، مانند میت است، دلیل بر این نیست که در باقی احکام هم حکم میت را دارد.
سؤال5: اگر قائل شویم که اموالی را که مرتدّ فطری، بعد از ارتداد به دست می آورد مالک می شود (در همه احکام، او را میت حساب نکنیم) تکلیف این اموال چیست؟
پاسخ: ممکن است گفته شود که این اموال هم جزو ارث به حساب می آیند! یعنی ارث ورثه تا زمان حیات مرتد فطری جاری است و لحظه به لحظه به آن ممکن است افزوده شود! اما شهید ثانی می فرمایند: این قول بعید است! زیرا این چه ارثی است که هر لحظه ممکن است به آن افزوده شود؟! خصوصا اینکه ما قائل شدیم که توبه باطنی این شخص پذیرفته می شود! پس به خاطر (لا یحلّ مال امرء مسلم الا عن طیب نفسه) نمی توان اموال او را بعد از توبه از او گرفت.
سؤال6: اگر گفتیم که این اموال بعد از ارتداد به ارث می رسد، به کدام ورثه باید داد؟ یعنی آیا باید ورثه زمان ارتداد را در نظر گرفت و مال را دائما به همان ها داد، یا اینکه ورثه زمان مالک شدن مرتدّ را درنظر بگیریم؟
پاسخ: در این مسئله هم اختلاف است و دو وجه دارد.