درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۲۳۵: کتاب الدیات ۲۱: تقدیرات ۷

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

سه نکته در مورد قتل جنین و کفاره آن

بحث در دیة قتل جنین بود. نکاتی پیرامون این بحث باقی مانده است که به آن ها اشاره خواهد شد:

نکته1: در کتاب الکفارات بیان شد که قتل (عمد، شبه عمد، خطا) کفاره دارد. ولی در اینجا، شهید می فرمایند: قتل جنین کفاره ای ندارد.  زیرا وجوب کفاره مشروط به حیاة قتیل است ولی در اینجا مورد بحث، قتیلِ قبل از ولوج روح است. 

نکته2: اگر در جنین روح دمیده شده باشد (معروف است که می گویند بعد از 4 ماه و 10 روز ولوج روح اتفاق می افتد)، در این صورت، اگر ولد ذکر باشد دیه کامل دارد و اگر انثی باشد نصف دیه کامل برای او تعیین می شود (ولو اینکه میّتا خارج شده باشد).

البته اگر حرکت جنین در شکم مادر، نشانه حیاة او نباشد (یا صرفا شک داشته باشیم)، بلکه مثلا به دلیل دیگری (مثل پیچیدن باد در رحم و ...) باشد،  حکم به حیاة ولد نمی شود.

نکته3: در فرضی که نمی دانیم جنین، ذکر بوده است و یا انثی،دو قول است:

  • جانی باید نصف دیتین (دو دیه) را بدهد (مثل خنثی مشکل). این حکم روایتی دارد که در متن بیان خواهد شد.
  • باید به سراغ «قرعة» رفت. زیرا «القرعة لکل امر مشکل» این هم مساله ای مشکل است و لذا باید قرعة انداخت.

اشکال شهید ثانی به قول دوم: این مساله، از مسائله مشکل نیست که بخواهیم برای آن قرعه را ثابت کنیم! وقتی روایت داریم، دیگر نوبت به قرعة نمی رسد.

سؤال: در چه موردی ممکن است حال ذکر بودن و یا انثی بودن ذکر مشتبه شود؟

پاسخ: شهید یکی از این موارد را مثال می زنند: اگر به واسطه جنایتی، مادر از دنیا برود و به سبب مرگ مادر، بچه در رحم او نیز کشته شود (و بچه از رحم مادر خارج نشود).

۴

تطبیق سه نکته در مورد قتل جنین و کفاره آن

﴿ ولا كفّارة هنا ﴾ أي في قتل الجنين في جميع أحواله (کفاره قتل در مورد قتل جنین وجود ندارد در همه احوال قبل از ولوج روح) ؛ لأنّ وجوبها مشروط بحياة القتيل (از این قسمت معلوم می شود که بحث در جایی است که هنوز ولوج روح صورت نگرفته است. زیرا اگر ولوج روح صورت بگیرد دیگر حیات دارد).

﴿ ولو ولجته الروح (اگر دمیده شود روح در جنین) فدية كاملة للذكر، ونصف للاُنثى ﴾ وإن خرج ميّتاً (حتی اگر در هنگام خروج از بدن مادر، مرده باشد) مع تيقّن حياته في بطنها (به شرط اینکه یقین داشته باشیم به اینکه وقتی در رحم مادر بود، روح در او دمیده شده بود) ، فلو احتمل كون الحركة (اگر احتمال دهیم که این حرکت ولد در رحم) لريح (بادی بوده است که در شکم مادر بوده است) وشبهه لم يُحكم بها (حکم به حیات نمی کنیم. لذا دیه کامله معنا ندارد).

﴿ ومع الاشتباه (اگر نمی دانستیم که این بچه ای که در شکم مادر است، ذکر است یا انثی) ﴾ أي اشتباه حاله هل هو ذكر أو اُنثى (این جنین را ذکر حساب کنیم یا انثی) (نظر اول:) فعلى الجاني ﴿ نصف الديتين (جانی باید نصف دیه ذکر و نصف دیه انثی را بدهد) ﴾: دية الذكر ودية الاُنثى؛ لصحيحة عبد الله بن سنان (متن روایت: عن ابن مسكان عمن ذكره عن أبي عبد اللّٰه عليه السّلام قال: ... إن قتلت المرأة و هي حبلى فلم يدر أ ذكرا كان ولدها أم أنثى فدية الولد نصفان نصف دية الذكر و نصف دية الأنثى و ديتها كاملة.) وغيرها .

(نظر دوم:) وقيل: يقرع (قرعة انداخته می شود) لأنّها لكلّ أمر مشكل (این مساله امر مشکلی است و قرعه هم برای هر امر مشکلی است و لذا قرعه می اندازیم).

و (نظر شهید ثانی:) يضعَّف (قول به قرعه ضعیف است) بأنّه لا إشكال (مشکلی اینجا وجود ندارد) مع ورود النصّ الصحيح بذلك وعمل الأصحاب حتّى قيل: إنّه إجماع (با وجود روایت صحیح و عمل اصحاب تا حدی که قول به اجماع داریم، دیگر مشکلی نیست که بخواهیم به سراغ قرعه برویم!) .

و (یکی از مصادیق اشتباه) يتحقّق الاشتباه (اشتباه تحقق پیدا می کند:) ﴿ بأن تموت المرأة ويموت ﴾ الولد (زن بمیرد و به همراه او، بچه در رحم او نیز از دنیا برود) ﴿ معها ﴾ ولم يخرج (ولد خارج نشده است که بگوییم انثی است یا ذکر) ﴿ مع العلم بسبق الحياة ﴾ (می دانیم که این بچه قبل از مرگ مادر، زنده بوده است و ولوج روح در او رخ داده بوده است) أي حياة الجنين على موته (ولد) (بدانیم که قبل از مرگ ولد، ولوج روح در او صورت گرفته بوده است). أمّا سبق موته على موت اُمّه وعدمه فلا أثر له (دیگر فرقی نمی کند که اول مادر از دنیا رفته باشد و بعد این ولد و یا برعکس. فقط آنچه مهم است این است که ولوج روح صورت گرفته باشد و بعد ولد از بین برود).

۵

بیان 6 مطلب در مورد دیه جنین

بیان شش مطلب کوتاه

1) در صورتی که ولوج روح در جنین صورت گرفته باشد و به قتل برسد، کفاره قتل واجب است. (علاوه بر دیه).

نکته: برخی گفته اند که حتی اگر ولوج روح در جنین صورت نگرفته باشد و قتلی صورت بگیرد، بازهم کفاره ثابت است.

نکته: کفاره برای قتل مباشری ثابت است (ولو قتل خطئی باشد) و نه برای قتل تسبیبی.[۱]

2) در اعضا و جراحات جنین[۲]، باید دیه را به نسبت خود جنین محاسبه کرد. یعنی اگر مثلا جنین تام الخلقه و قبل از ولوج روح باشد، دیه اش 100 دینار است (یک دهم دیه کامل) لذا اگر دست جنین قطع شود باید 50 دینار دیه بدهند. (دیه دست نصف دیه کامل است. دیه کامل این جنین 100 دینار است که نصف آن می شود 50 دینار)

نکته: اگر جنایتی که در حق جنین شده است، مقدّر شرعی ندارد، باید ارش آن را حساب کرد (تفاوت بین قیمت جنین و مجنی علیه)

3) دیه جنین به چه کسی ارث می رسد؟ به وارثین این جنین می رسد (الاقرب فالاقرب).

4) اگر جنایتی نسبت به مادر و جنین (هر دو) وارد شود در حالی که مادر کنیز است، قیمت مادر، قیمت عند الجنایة محسوب می شود (یعنی مادر را بدون در نظر گرفتن جنایت قیمت می کنیم) زیرا بدون در نظر گرفتن جنایت، وجه تعلّق ضمان است. 

5) اگر قتل جنین، قتل عمد باشد و قصاصی در کار نباشد (چون در فرض ولوج روح، برخی قائل به قصاص اند) در این صورت دیه باید از مال جانی داده شود (همانطور که در شبه عمد اینگونه است). اما در قتل خطایی، دیة را باید عاقلة پرداخت کند (مثل موارد دیگر)

6) حکم دیة جنین در تقسیط و تعجیل،  مثل موارد دیگر است (در عمد یکسال مهلت دارد و در شبه عمد دوسال مهلت دارد و ...)


قتل مباشری: مثل اینکه کسی با زدن زن، سبب مرگ او شود. / قتل تسبیبی: در جایی که اجازه نداشته است چاهی کنده و به سبب گیر کردن پای زن به سنگی و افتادن در چاه، زن از دنیا رفته است.

مثلا ضربه ای به زن می خورد و سبب از بین رفتن دست جنین می شود.

۶

تطبیق بیان 6 مطلب در مورد دیه جنین

﴿ وتجب الكفّارة ﴾ بقتل الجنين حيث تلجه الروح كالمولود (واجب است کفاره قتل به واسطه قتل جنین در جایی که روح در جنین دمیده شده باشد مثل قتل بچه ای که متولد شده باشد). وقيل: مطلقاً (چه روح دمیده شده باشد و چه نشده باشد، کفاره ثابت است) ﴿ مع المباشرة ﴾ لقتله، لا مع التسبيب كغيره (کفاره در صورت مباشرت به قتل جنین می آید و نه در فرض تسبیب) (در قتل انسان کامل هم همینطور است. یعنی فقط در قتل مباشری کفاره ثابت است و نه تسبیبی).

﴿ وفي أعضائه (جنین) وجراحاته (جنین) (اگر عضوی از اعضای جنین از بین برود و یا اگر جراحتی به جنین وارد شود) بالنسبة ﴾ إلى ديته (دیه جنین اگر یک دهم دیه کامل باشد ـ در فرض تام الخلقه قبل از ولوج روح ـ)، ففي قطع يده خمسون ديناراً (چون دست انسان کامل 500 دینار است و لذا دیه جنین که یک دهم دیه انسان کامل است می شود یک دهم 500 دینار یعنی 50 دینار) ، وفي حارصته دينار (پوست سر شکافته می شود ولی به گوشت نمی رسد. دیه یک بعیر بود یعنی یک صدم دیه کامل. یک صدم 1000 دینار می شود 10 دینار. یک دهم 10 دینار هم می شود 1 دینار)، وهكذا... ولو لم يكن للجناية مقدّر (اگر برای جنایت مقدر شرعی نداریم) فالأرش، وهو تفاوت ما بين قيمته (جنین) صحيحاً ومجنيّاً عليه (یکبار صحیحا قیمت می کنیم و یکبار مجنی علیه و ما به التفاوت به دست می آید) بتلك الجناية من ديته (جنین) (از همان 100 دنیار باید محاسبه شود).

﴿ ويرثه وارث المال (ارث می برد دیه جنین را وارث مال) الأقرب فالأقرب (طبق طبقات ارث باید تقسیم شود) ﴾.

﴿ وتعتبر قيمة الاُمّ ﴾ لو كانت أمة (اندازه گیری می شود قیمت مادر در صورتی که مادر امة باشد) ﴿ عند الجناية (وقتی جنایتی روی مادر و بچه اتفاق می افتد، باید عند الجنایه دیه را حساب کرد) (یعنی باید قیمت امة را بدون در نظر گرفتن جنایتی که روی او رخ داده است حساب کرد) ﴾ لأنّها (زمان جنایت) وقت تعلّق الضمان ﴿ لا ﴾ وقت ﴿ الإجهاض ﴾ وهو الإسقاط (نه وقت سقط شدن ولد).

﴿ وهي ﴾ أي دية الجنين ﴿ في مال الجاني (دیه جنین در مال جانی است و در مال عاقلة نیست)  إن كان ﴾ القتل ﴿ عمداً (اگر قتل عمد باشد و قصاصی در کار نباشد) ﴾ حيث لا يقتل به ﴿ أو شبيهاً ﴾ بالعمد ﴿ وإلّا (اگر عمد یا شبیه عمد نباشد) ففي مال العاقلة ﴾ كالمولود (مثل بچه ای که تازه متولد شده است که همین احکام را دارد).

وحكمها في التقسيط والتأجيل كغيره (حکم دیة جنین در تقسیط و تعجیل مثل دیة غیر جنین است) .

۷

پاسخ به سه سؤال

سؤال1: اگر کسی به میّتی جنایتی وارد کند (مثلا سر میّت را جدا کند)، حکم چیست؟

پاسخ: دو حالت دارد:

  • اگر کسی سر میت مسلمان حرّ را قطع کند، 100 دینار دیه دارد (چه مرد و چه زن / چه صغیر و چه کبیر). دلیل این حکم، روایات کثیرة است. از جمله این روایت: عن الحسين بن خالد قال: سئل أبو عبد اللّٰه عليه السّلام عن رجل قطع رأس رجل ميت فقال: ديته دية الجنين في بطن أمه قبل أن ينشأ فيه الروح و ذلك مائة دينار.

روایت دیگری نیز در اینجا موید این قول وجود دارد.

نکته1: همانطور که در جنین قبل از ولوج روح، فرقی بین مذکر و مونث نیست، در میت مقطوع الراس هم فرقی بین ذکر و انثی نیست.

نکته2: در مملوک و ذمی، بحث است. در ذمی، یک دهم دیه خودش است (80 درهم)/ در مملوک هم یک دهم قیمت خود اوست. 

  • سر میت را نبرد ولی به میت آسیب وارد کند (شجاج و جراح): به نسبت قطع راس، دیه را محاسبه می کنیم. قطع راس، در حیّ، 1000 دینار بود و در میت 100 دینار، پس نسبت می شود یک دهم. حال باید هر آسیبی که میت وارد شد، باید دید که این آسیب در حیّ چه مقدار دیه داشته است، یک دهم آن برای میت ثابت می شود. مثلا اگر دست میت قطع شود، در حیّ 500 دینار دیه داشت و لذا در میت 50 دینار دیه دارد.

 

سؤال2: اگر به میتی جنایتی وارد شود و دیه آن ثابت شود، دیة به چه کسی می رسد؟

پاسخ: دو قول است:

  • مشهور: دیة متعلق به ورثة نیست! بلکه باید در «وجوه بر» یعنی راه خیر مصرف شود. علت این حکم روایتی است. در روایات بین این مورد و جنین فرق گذاشته شده است به این صورت که: اگر به جنین جنایتی وارد نمی شد، متولد می شد و بزرگ می شد و منفعت داشت به خلاف میت! یعنی دیگر این میت، منفعت در آینده ندارد. لذا باید دیه او را به خلاف جنین در راه خیر مصرف کنند.
  • سید مرتضی: برای بیت المال است.
  • شهید ثانی: طبق روایت، باید در وجوه بر مصرف شود.

 

سؤال3: اگر جنایت بر میت، مقدر شرعی نداشت چه کنیم؟

پاسخ: باید میت را حیّ تصور کنیم و دیه را به صورت ارش محاسبه کنیم، سپس در میت نسبت به 100 دینار، نسبت سنجی کنیم. 

نکته: اگر سر میت را به مقداری ببرند که اگر حی بود، زنده نمی ماند، در اینجا ظاهر این است که همان 100 دینار ثابت است (حکم قطع راس را دارد).

۸

تطبیق پاسخ به سه سؤال

﴿ وفي قطع رأس الميّت المسلم الحرّ مئة دينار ﴾ سواء في ذلك الرجل والمرأة والصغير والكبير؛ للإطلاق (روایات نگفتندکه 100 دینار فقط اختصاص به رجل یا کبیر دارد) ، والمستند أخبار كثيرة منها: حسنة سليمان بن خالد عن أبي الحسن عليه‌السلام (امام رضا عليه‌السلام) وفيها أنّ « ديته (دیه میتی که سرش را بریدند) دية الجنين في بطن اُمّه قبل أن تنشأ فيه الروح (کامل شده است ولی روح در او دمیده نشده است که دیه او 100 دینار بود. در خود روایت هم به 100 دینار تصریح دارد) » وقد عرفت أنّ الذكر والاُنثى فيه سواء (در جنین،  ذکر و انثی تا قبل از ولوج روح یکسان بودند) .

وفي خبر آخر رواه الكليني مرسلاً (مرحوم کلینی به نحو مرسل از امام صادق عليه‌السلام روایت کرده است) عن الصادق عليه‌السلام أنّه أفتى بذلك (100 دینار برای قطع راس)  للمنصور (دوانقی) حيث قطع بعض مواليه رأس آخر (سر کسی را بعد از مرگش قطع کردند) بعد موته. وعَلّل (امام علت آوردند)  وجوب المئة بأنّ « في النطفة عشرين ديناراً، وفي العلقة عشرين، وفي المضغة عشرين، وفي العظم عشرين، قال: ( ثُمَّ أنشَأنَاهُ خَلْقاً آخَرَ ) وهذا (مقطوع الراس میت) هو ميّت بمنزلته (جنین) قبل أن تنفخ فيه الروح في بطن امّه جنيناً (همانطور که جنین تام الخلقه قبل از ولوج روح 100 دینار بود، اینجا هم همینطور است) » .

﴿ وفي شجاجه وجراحه (میت) بنسبته (به نسبت قطع راس باید محاسبه می شود) ﴾ ففي قطع يده خمسون ديناراً (چون قطع دست انسان حیّ 500 دینار است که میت می شود 50 دینار) ، وفي قطع إصبعه عشرة دنانير (یک انگشت زنده، 100 دینار بود و لذا در میت می شود10 دینار) ، وفي حارصته دينار، وهكذا...

وهذه الدية ليست لورثته (دیه در جنایاتی که نسبت به میت وارد می شود به ورثه نمی رسد)، بل ﴿ تصرف في وجوه القُرب ﴾ عن الميّت؛ للأخبار المذكورة (فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، لَيْسَ لِوَرَثَتِهِ فِيهَا شَيْءٌ إِنَّمَا هَذَا شَيْءٌ أَتَى إِلَيْهِ فِي بَدَنِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ يُحَجُّ بِهَا عَنْهُ أَوْ يُتَصَدَّقُ بِهَا عَنْهُ أَوْ تَصِيرُ فِي سَبِيلٍ مِنْ سُبُلِ اَلْخَيْرِ)، فارقاً فيها بينه وبين الجنين (در اخبار، فرق گذاشته شده است بین میت و بین جنین) ـ حيث تكون ديته لورثته ـ بأنّ الجنين مستقبل (آینده دارد) مرجوّ نفعه (امید به نفع او می رود) قابل للحياة عادةً (عادتا قابلیت حیات دارد) ، بخلاف الميّت، فإنّه قد مضى وذهبت منفعته (این میت دیگر از بین رفته است و منفعتی ندارد) ، فلمّا مُثّل به بعد موته (وقتی میت مثلة شود بعد از موتش) صارت ديته بتلك المثلة له لا لغيره (دیه اش به واسطه این جنایت برای خودش است نه برای غیر از او) يحجّ بها عنه ويفعل بها أبواب البرّ والخير من الصدقة وغيرها .

وقال المرتضى: تكون لبيت المال (این پول برای بیت المال است) والعمل على ما دلّت عليه الأخبار (شهید ثانی: باید به اخبار عمل کرد و سخن سید مرتضی دلیل ندارد).

ولو لم يكن للجناية مقدّر أخذ الأرش لو كان حيّاً منسوباً إلى الدية (اگر برای جنایتی که روی میت اتفاق می افتد، مقدر شرعی وجود ندارد، میت را حی تصور کرده و ارش را محاسبه می کنیم و سپس بین این دو نسبت سنجی می کنیم). ولو لم يبن الرأس (اگر سر را جدا نکرده است) بل قطع ما لو كان حيّاً لم يعش مثله (به گونه ای که اگر حی بود، با مثل این جراحت زنده نمی ماند) ، فالظاهر وجوب مئة دينار أيضاً، عملاً بظاهر الأخبار (قطع راس، هم شامل ابانه کامل راس می شود و هم شامل ابانه مقداری که اگر زنده بود احتمال حیات او نمی رفت) .

﴿ ولو كان مملوكاً فعشر قيمة الاُمّ المملوكة ذكراً كان أم اُنثى مسلماً كان أم كافراً اعتباراً بالماليّة. ولو تعدّد ففي كلّ واحد عشر قيمتها كما تتعدّد ديته لو كان حرّاً.

﴿ ولا كفّارة هنا أي في قتل الجنين في جميع أحواله؛ لأنّ وجوبها مشروط بحياة القتيل.

﴿ ولو ولجته الروح فدية كاملة للذكر، ونصف للاُنثى وإن خرج ميّتاً مع تيقّن حياته في بطنها، فلو احتمل كون الحركة لريح وشبهه (١) لم يُحكم بها.

﴿ ومع الاشتباه أي اشتباه حاله هل هو ذكر أو اُنثى فعلى الجاني ﴿ نصف الديتين : دية الذكر ودية الاُنثى؛ لصحيحة عبد الله بن سنان (٢) وغيرها (٣).

وقيل: يقرع (٤) لأنّها لكلّ أمر مشكل.

ويضعَّف بأنّه لا إشكال مع ورود النصّ الصحيح بذلك وعمل الأصحاب حتّى قيل: إنّه إجماع (٥).

ويتحقّق الاشتباه ﴿ بأن تموت المرأة ويموت الولد ﴿ معها ولم يخرج ﴿ مع العلم بسبق الحياة أي حياة الجنين على موته. أمّا سبق موته على موت اُمّه وعدمه فلا أثر له.

__________________

(١) كذا في النسخ، والمناسب تأنيث الضمير.

(٢) الوسائل ١٩: ١٦٩، الباب ٢١ من أبواب ديات النفس، وفيه حديث واحد، وفيه عن ابن مسكان.

(٣) الوسائل ١٩: ٢٣٧ ـ ٢٣٨، الباب ١٩ من أبواب ديات الأعضاء، الحديث الأوّل.

(٤) القائل بالقرعة ابن إدريس [ ٣: ٤١٧ ] ومدّعي الإجماع الشيخ في الخلاف [ ٥: ٢٩٤، المسألة ١٢٥ ]. ( منه رحمه‌الله ).

(٥) القائل بالقرعة ابن إدريس [ ٣: ٤١٧ ] ومدّعي الإجماع الشيخ في الخلاف [ ٥: ٢٩٤، المسألة ١٢٥ ]. ( منه رحمه‌الله ).

﴿ وتجب الكفّارة بقتل الجنين حيث تلجه الروح كالمولود. وقيل: مطلقاً (١) ﴿ مع المباشرة لقتله، لا مع التسبيب كغيره.

﴿ وفي أعضائه وجراحاته بالنسبة إلى ديته، ففي قطع يده خمسون ديناراً، وفي حارصته دينار، وهكذا... ولو لم يكن للجناية مقدّر فالأرش، وهو تفاوت ما بين قيمته صحيحاً ومجنيّاً عليه بتلك الجناية من ديته.

﴿ ويرثه (٢) وارث المال الأقرب فالأقرب .

﴿ وتعتبر قيمة الاُمّ لو كانت أمة ﴿ عند الجناية لأنّها وقت تعلّق الضمان ﴿ لا وقت ﴿ الإجهاض وهو الإسقاط.

﴿ وهي أي دية الجنين ﴿ في مال الجاني إن كان القتل ﴿ عمداً حيث لا يقتل به ﴿ أو شبيهاً بالعمد ﴿ وإلّا ففي مال العاقلة كالمولود.

وحكمها في التقسيط والتأجيل كغيره.

﴿ وفي قطع رأس الميّت المسلم الحرّ مئة دينار سواء في ذلك الرجل والمرأة والصغير والكبير؛ للإطلاق، والمستند أخبار كثيرة (٣) منها: حسنة سليمان بن خالد عن أبي الحسن عليه‌السلام وفيها أنّ « ديته دية الجنين في بطن اُمّه قبل أن تنشأ فيه الروح » (٤) وقد عرفت أنّ الذكر والاُنثى فيه سواء.

وفي خبر آخر رواه الكليني مرسلاً عن الصادق عليه‌السلام أنّه أفتى بذلك للمنصور حيث قطع بعض مواليه رأس آخر بعد موته. وعَلّل وجوب المئة بأنّ

__________________

(١) قاله العلّامة في التحرير ٥: ٦٣٥.

(٢) أي يرث الجنينَ، والمراد ديته. ( هامش ر ).

(٣) الوسائل ١٩: ٢٤٧ ـ ٢٤٩، الباب ٢٤ من أبواب ديات الأعضاء.

(٤) المصدر المتقدّم، الحديث ٢. وفيه: عن الحسين بن خالد.

« في النطفة عشرين ديناراً، وفي العلقة عشرين، وفي المضغة عشرين، وفي العظم عشرين، قال: ( ثُمَّ أنشَأنَاهُ خَلْقاً آخَرَ )(١) وهذا هو ميّت بمنزلته قبل أن تنفخ فيه الروح في بطن امّه جنيناً » (٢).

﴿ وفي شجاجه وجراحه بنسبته ففي قطع يده خمسون ديناراً، وفي قطع إصبعه عشرة دنانير، وفي حارصته دينار، وهكذا...

وهذه الدية ليست لورثته، بل ﴿ تصرف في وجوه القُرب عن الميّت؛ للأخبار المذكورة، فارقاً فيها بينه وبين الجنين ـ حيث تكون ديته لورثته ـ بأنّ الجنين مستقبل مرجوّ نفعه قابل للحياة عادةً، بخلاف الميّت، فإنّه قد مضى وذهبت منفعته، فلمّا مُثّل به بعد موته صارت ديته بتلك المثلة له لا لغيره يحجّ بها عنه ويفعل بها أبواب البرّ والخير من الصدقة وغيرها (٣).

وقال المرتضى: تكون لبيت المال (٤) والعمل على ما دلّت عليه الأخبار.

ولو لم يكن للجناية مقدّر أخذ الأرش لو كان حيّاً منسوباً إلى الدية. ولو لم يبن الرأس بل قطع ما لو كان حيّاً لم يعش مثله، فالظاهر وجوب مئة دينار أيضاً، عملاً بظاهر الأخبار.

وهل يفرق هنا بين العمد والخطأ كغيره حتّى الجنين ؟ يحتمله؛ لإطلاق التفصيل في الجناية على الآدمي وإن لم يكن حيّاً كالجنين. وعدمه بل يجب على الجاني مطلقاً وقوفاً فيما خالف الأصل على موضع اليقين، مؤيّداً بإطلاق الأخبار

__________________

(١) المؤمنون: ١٤.

(٢) الكافي ٧: ٣٤٧ ـ ٣٤٨، باب الرجل يقطع رأس الميّت، الحديث الأوّل.

(٣) الوسائل ١٩: ٢٤٧ ـ ٢٤٨، الباب ٢٤ من أبواب ديات الأعضاء، الحديث ١ و ٢.

(٤) الانتصار: ٥٤٢.